خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که از همه چیز و همه کس بیگانه شده و تنها با غم یار آشناست. او از تمام تعلقات دنیوی دست شسته، اما دلش همچنان درگیر غم معشوق است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۶۳ - بیگانه ز خویش و آشنا با غم تو
بیگانه ز خویش و آشنا با غم تو
گشتم در دل گرفت جانا غم تو ۱
برخاستم از سر دو عالم یکبار
جز دل که نشسته بود آنجا غم تو ۲
گشتم در دل گرفت جانا غم تو ۱
برخاستم از سر دو عالم یکبار
جز دل که نشسته بود آنجا غم تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲ - هستیم من و تو تا بیاد من و تو
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - بادا تا هست روز شب و طلعت شاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.