خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و شکیبایی در راه آن سخن میگوید. او از گرمی خوی معشوق و تأثیر آن بر خود میسراید و به زیباییهای معشوق مانند زلف و پای او اشاره میکند. همچنین، شاعر از رخسار معشوق که مانند آتشخانه هندویی میسوزد، یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'آتشخانه هندویی' نیاز به آشنایی با فرهنگ و ادبیات دارد.
شماره ۳۴۳ - شکیبایی بود کار دلم، با گرمی خویی
شکیبایی بود کار دلم، با گرمی خویی
نمی گردد کباب من، ز پهلویی به پهلویی ۱
سری آن زلف دارد با کف پای نگارینش
رخ اخلاص می ساید، به آتشخانه هندویی ۲
نمی گردد کباب من، ز پهلویی به پهلویی ۱
سری آن زلف دارد با کف پای نگارینش
رخ اخلاص می ساید، به آتشخانه هندویی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۲ - بنواخت نی را، لبهای نایی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۴ - ای ناله، چند در غم دل دردسر دهی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.