خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند مرگ، عشق، حسرت، و ناپایداری زندگی میپردازد. شاعر از ناامیدی، رنجهای عشق، و بیثباتی دنیا سخن میگوید و تأکید میکند که حتی با وجود تلاشها، سرانجام همه چیز به خاک بازمیگردد.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۵۲۱۳ - جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
جمعی که پیش خلق گذارند به خاک
پیش از اجل روند ز خست فرو به خاک ۱
نیرنگ عاقبت چه کند با سیه دلان
جایی که آفتاب رود زردرو به خاک ۲
بر مور و مار جای نفس تنگ گشته است
بردند بس که آدمیان آرزو به خاک ۳
از هجر شکوه بادر و دیوار می کنم
چون داغ دیده ای که کند گفتگوبه خاک ۴
نیش است درنظر رگ ابری که خشک شد
چندان که ممکن است مریز آبرو به خاک ۵
مرگ ازهوای عشق سرم را تهی نساخت
خالی نشد زباده مرااین کدو به خاک ۶
از چشم حرص، دل نگرانی نبرد مرگ
این زخم جانستان نپذیرد رفو به خاک ۷
از حسرتش به سینه زند سنگ،لامکان
آن گوهری که می کنیش جستجو به خاک ۸
زان لعل آبدار خوشم با جواب خشک
سازند درمقام ضرورت وضو به خاک ۹
غافل به ماندگان نظر از رفتگان کند
گر صد هزار رود پیش ازو به خاک ۱۰
شرط سجود حق ز جهان دست شستن است
زنهار روی خود ننهی بی وضو به خاک ۱۱
صائب ز داغ لاله سیه روزتر شود
هر قطره خون که می چکد ازتیغ او به خاک ۱۲
پیش از اجل روند ز خست فرو به خاک ۱
نیرنگ عاقبت چه کند با سیه دلان
جایی که آفتاب رود زردرو به خاک ۲
بر مور و مار جای نفس تنگ گشته است
بردند بس که آدمیان آرزو به خاک ۳
از هجر شکوه بادر و دیوار می کنم
چون داغ دیده ای که کند گفتگوبه خاک ۴
نیش است درنظر رگ ابری که خشک شد
چندان که ممکن است مریز آبرو به خاک ۵
مرگ ازهوای عشق سرم را تهی نساخت
خالی نشد زباده مرااین کدو به خاک ۶
از چشم حرص، دل نگرانی نبرد مرگ
این زخم جانستان نپذیرد رفو به خاک ۷
از حسرتش به سینه زند سنگ،لامکان
آن گوهری که می کنیش جستجو به خاک ۸
زان لعل آبدار خوشم با جواب خشک
سازند درمقام ضرورت وضو به خاک ۹
غافل به ماندگان نظر از رفتگان کند
گر صد هزار رود پیش ازو به خاک ۱۰
شرط سجود حق ز جهان دست شستن است
زنهار روی خود ننهی بی وضو به خاک ۱۱
صائب ز داغ لاله سیه روزتر شود
هر قطره خون که می چکد ازتیغ او به خاک ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۱۲ - از بس شدند زهره جبینان نهان به خاک
گوهر بعدی:غزل ۵۲۱۴ - داده است بس که سینه صافم جلای اشک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.