کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۲ - گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد
گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۱ - کجاست بخت که تنگش کسی ببر گیرد
کجاست بخت که تنگش کسی ببر گیرد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۵ - همه پاکان بحر و بر دیدم
همه پاکان بحر و بر دیدم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۹ - دلی دارم کزو دلها بسوزد
دلی دارم کزو دلها بسوزد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۴ - دل شاد از آنم که دل شاد ندارم
دل شاد از آنم که دل شاد ندارم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۵ - گلشن کشمیر خارش گل بدامان می دهد
گلشن کشمیر خارش گل بدامان می دهد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۱ - مرا مسوز که نازت ز کبریا افتد
مرا مسوز که نازت ز کبریا افتد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۳ - دست حسنت پنجه خورشید تابان می برد
دست حسنت پنجه خورشید تابان می برد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۶ - بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریم
بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۱ - ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم
ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۸ - همه محروم و ازو دست کسی دور نبود
همه محروم و ازو دست کسی دور نبود کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۷ - نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده ام
نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده ام کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۸ - ایام، خوشدلی بستمکار می دهد
ایام، خوشدلی بستمکار می دهد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۹۳ - غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
غبار کوی تو گر توتیای دیده شود کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳۰ - زخوان غیب یکنعمت نصیب ما و ساغر شد
زخوان غیب یکنعمت نصیب ما و ساغر شد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۴۵ - بیدماغم دست رد بر وصل جانان می نهم
بیدماغم دست رد بر وصل جانان می نهم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۷ - براه فقر مرا این و آن نمی باید
براه فقر مرا این و آن نمی باید کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۵ - بهار آمد و جانی بجسم مینا شد
بهار آمد و جانی بجسم مینا شد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۳ - همتی کو که دلان از عیش جهان بردارم
همتی کو که دلان از عیش جهان بردارم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۱ - دارد اگر صفائی دل از شراب دارد
دارد اگر صفائی دل از شراب دارد
غزل ۳۱۲ - گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد
گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۶۱ - کجاست بخت که تنگش کسی ببر گیرد
کجاست بخت که تنگش کسی ببر گیرد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۵ - همه پاکان بحر و بر دیدم
همه پاکان بحر و بر دیدم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۹ - دلی دارم کزو دلها بسوزد
دلی دارم کزو دلها بسوزد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۴ - دل شاد از آنم که دل شاد ندارم
دل شاد از آنم که دل شاد ندارم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۵ - گلشن کشمیر خارش گل بدامان می دهد
گلشن کشمیر خارش گل بدامان می دهد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۱ - مرا مسوز که نازت ز کبریا افتد
مرا مسوز که نازت ز کبریا افتد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۳ - دست حسنت پنجه خورشید تابان می برد
دست حسنت پنجه خورشید تابان می برد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۶ - بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریم
بیجوهریم و دست ز شمشیر می بریم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۱ - ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم
ازین شکسته دلم گر نحیف و رنجورم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۸ - همه محروم و ازو دست کسی دور نبود
همه محروم و ازو دست کسی دور نبود کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۳۷ - نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده ام
نه همین از بخت بد طوفان ز عمان دیده ام کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۸۸ - ایام، خوشدلی بستمکار می دهد
ایام، خوشدلی بستمکار می دهد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۲۹۳ - غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
غبار کوی تو گر توتیای دیده شود کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۳۰ - زخوان غیب یکنعمت نصیب ما و ساغر شد
زخوان غیب یکنعمت نصیب ما و ساغر شد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۴۵ - بیدماغم دست رد بر وصل جانان می نهم
بیدماغم دست رد بر وصل جانان می نهم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۲۷ - براه فقر مرا این و آن نمی باید
براه فقر مرا این و آن نمی باید کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۵ - بهار آمد و جانی بجسم مینا شد
بهار آمد و جانی بجسم مینا شد کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۴۵۳ - همتی کو که دلان از عیش جهان بردارم
همتی کو که دلان از عیش جهان بردارم کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۱۱ - دارد اگر صفائی دل از شراب دارد
دارد اگر صفائی دل از شراب دارد