خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند تقدیر، رنج و ناامیدی، دوری از عزیزان، حرص و طمع، و امیدواری در شرایط سخت میپردازد. شاعر از نعمتهای الهی، دردهای زندگی، و تنهایی سخن میگوید و در عین حال، به امید رسیدن به آرزوها اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی مفاهیم غمانگیز و پیچیده هستند که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۳۳۰ - زخوان غیب یکنعمت نصیب ما و ساغر شد
زخوان غیب یکنعمت نصیب ما و ساغر شد
زخون خوردن چرا نالیم کاین روزی مقدر شد ۱
دل از آمیزش بیگانه و خویشان بتنگ آمد
بیابان جنونی کو که صحبت ها مکرر شد ۲
در حرص ار برویت بسته گردد گنجها یابی
توانگر گشت محتاجیکه او محروم ازین در شد ۳
نگه در نیمه ره ماند زبس کز گریه نم دارد
چه پرواز آید از مرغی که او را بال و پرتر شد ۴
چه تکلیف نشستن می کنی آشفته حالی را
که بیرون رفتنش از بزم همچون دود مجمر شد ۵
نیم نومید کوته گشت اگر از وصل او دستم
بته خواهد رسیدن شمع اگر پروانه بی پر شد ۶
کلیم اشکت زسر نگذشته دست و پا مزن چندین
درین آب تنک زینسان نمی باید شناور شد ۷
زخون خوردن چرا نالیم کاین روزی مقدر شد ۱
دل از آمیزش بیگانه و خویشان بتنگ آمد
بیابان جنونی کو که صحبت ها مکرر شد ۲
در حرص ار برویت بسته گردد گنجها یابی
توانگر گشت محتاجیکه او محروم ازین در شد ۳
نگه در نیمه ره ماند زبس کز گریه نم دارد
چه پرواز آید از مرغی که او را بال و پرتر شد ۴
چه تکلیف نشستن می کنی آشفته حالی را
که بیرون رفتنش از بزم همچون دود مجمر شد ۵
نیم نومید کوته گشت اگر از وصل او دستم
بته خواهد رسیدن شمع اگر پروانه بی پر شد ۶
کلیم اشکت زسر نگذشته دست و پا مزن چندین
درین آب تنک زینسان نمی باید شناور شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۹ - دلی دارم کزو دلها بسوزد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۱ - مگو کسی بمن خاکسار می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.