خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، رنجهای عاشقی، توبه و بازگشت به عشق، و ناتوانی در برابر جور زمانه سخن میگوید. شاعر از دلتنگیها، حرص و ضعف خود میگوید و آرزوی رهایی از این حالات را دارد.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند توبه، حرص، و رنجهای عاشقی نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۴۵۳ - همتی کو که دلان از عیش جهان بردارم
همتی کو که دلان از عیش جهان بردارم
گل به بلبل دهم و برگ خزان بردارم ۱
نخل بالای تو آن شعله خاشاک وجود
بکنار آرم و خود را زمیان بردارم ۲
هر نفس جستن آن موی میان آسان نیست
گم شود یکدم اگر دست از آن بردارم ۳
توبه کردم زمی و روح غذا می خواهد
مشتی از خاک در شیر مغان بردارم ۴
از جهان قسمتم این دست و دل تنگ بسست
دیده حسرت از آن کنج دهان بردارم ۵
حرص می رطل گران خواهد و از ضعف خمار
پنبه از شیشه بدست دگران بردارم ۶
در ره عشق که هر جاده دم مار بود
هر کجا پای نهم دست زجان بردارم ۷
تیر جور فلکم کشت ازین کهنه کمان
قدرتی کو که زه کاهکشان بردارم ۸
چون سخن فهمی و فریادرسی نیست کلیم
چه عبث مهر خموشی ز دهان بردارم ۹
گل به بلبل دهم و برگ خزان بردارم ۱
نخل بالای تو آن شعله خاشاک وجود
بکنار آرم و خود را زمیان بردارم ۲
هر نفس جستن آن موی میان آسان نیست
گم شود یکدم اگر دست از آن بردارم ۳
توبه کردم زمی و روح غذا می خواهد
مشتی از خاک در شیر مغان بردارم ۴
از جهان قسمتم این دست و دل تنگ بسست
دیده حسرت از آن کنج دهان بردارم ۵
حرص می رطل گران خواهد و از ضعف خمار
پنبه از شیشه بدست دگران بردارم ۶
در ره عشق که هر جاده دم مار بود
هر کجا پای نهم دست زجان بردارم ۷
تیر جور فلکم کشت ازین کهنه کمان
قدرتی کو که زه کاهکشان بردارم ۸
چون سخن فهمی و فریادرسی نیست کلیم
چه عبث مهر خموشی ز دهان بردارم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵۲ - هم جفای دوستان هم حور دشمن می کشم
گوهر بعدی:غزل ۴۵۴ - چون دف تر ناله از بیداد کمتر می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.