مسعود سعد سلمان : رباعیات
شماره ۱۷۶ - تا دیده ام آن روی چو خورشید انور
تا دیده ام آن روی چو خورشید انور
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۷۱۰ - ای لبت حقهٔ گهر بسته
ای لبت حقهٔ گهر بسته
مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۱۰ - باز گردد عاقبت این در، بلی
باز گردد عاقِبَت این دَر، بلی
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۶ - چنین در خاک اگر باشد طپش جسم نزارم را
چنین در خاک اگر باشد طپش جسم نزارم را
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۵۹۴ - ای بر روی تو از آینه گل صافتر
ای بر روی تو از آینه گل صافتر
خاقانی : قطعات
شماره ۲۸۳ - یارب ز حال محنت خاقانی آگهی
یارب ز حال محنت خاقانی آگهی
سوزنی سمرقندی : رباعیات
شماره ۱۰ - ایشاه دل خصم تو دارد سوزن
ایشاه دل خصم تو دارد سوزن
مولوی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - گفتم که ای جان خود جان چه باشد؟
گفتم که ای جان خودْ جان چه باشد؟
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۹۳۸ - پیش از این من با جوانان آشنایی کردمی
پیش از این من با جوانان آشنایی کردمی
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۷۵۸ - در باغ گیتی، شد قسمت من
در باغ گیتی، شد قسمت من
مسعود سعد سلمان : مثنویات
شمارهٔ ۲۱ - صفت بانوی قوال
بانو آن نادر جهان بسرود
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۱۵۲ - هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
هنوزم از هوس عشق، خارخاری هست
مولوی : دفتر ششم
بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی
تَنْ فِدایِ خار می‌کرد آن بِلال
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۵۷۳ - طوطی شکرخایم نیشکر نمی‌دانم
طوطی شکرخایم نیشکر نمی‌دانم
عطار نیشابوری : حکایت بط
حکایت بط
بط به صد پاکی برون آمد ز آب
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۴۳ - بنده آخر کجا خدا گردد
بنده آخر کجا خدا گردد
امام خمینی : رباعیات
مجنون شو
ای مرغ چمن، از این قفس بیرون شو
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۵۷ - آنانکه خدا را به نظر می‌دانند
آنانکه خدا را به نظر می‌دانند
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۷۸ - خواجوی کرمانی فرماید
ایا صبا گرت افتد بسوی دوست گذار
عطار نیشابوری : قصاید
قصیده ۱۷ - ای چراغ خلد ازین مشکوةمظلم کن کنار
ای چراغ خلد ازین مشکوةمظلم کن کنار