خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. او از فراق و حرمان یاد میکند و شبهای تار و روزهای سیه را توصیف مینماید. همچنین، از عشق و یاد بهار و گلستان صحبت میکند و از تأثیر چشم معشوق بر آرامش خود مینویسد. غم و اندوه در سراسر شعر موج میزند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۶ - چنین در خاک اگر باشد طپش جسم نزارم را
چنین در خاک اگر باشد طپش جسم نزارم را
زند بر شیشهٔ چرخ برین سنگ مزارم را ۱
نه تنها درد حرمان تو روزم را سیه دارد
چو داغ لاله در خون می کشد شبهای تارم را ۲
به یاد آن بهار جلوه گلریزان اشک من
کند رشک گلستان ارم، جیب و کنارم را ۳
عجب گر تا دم محشر زخواب ناز برخیزد
ربود از بسکه چشم نیم مست او قرارم را ۴
نشسته چو رگ یاقوت در خون جگر جویا
غمش در سختی از بس بگذراند روزگارم را ۵
زند بر شیشهٔ چرخ برین سنگ مزارم را ۱
نه تنها درد حرمان تو روزم را سیه دارد
چو داغ لاله در خون می کشد شبهای تارم را ۲
به یاد آن بهار جلوه گلریزان اشک من
کند رشک گلستان ارم، جیب و کنارم را ۳
عجب گر تا دم محشر زخواب ناز برخیزد
ربود از بسکه چشم نیم مست او قرارم را ۴
نشسته چو رگ یاقوت در خون جگر جویا
غمش در سختی از بس بگذراند روزگارم را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - می نماید در شب تاریک راه دور را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.