خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از زبان شاعری بیان میشود که در جستجوی معنا و حقیقت است. شاعر از ناتوانی خود در درک مفاهیم عمیق مانند عشق، گناه، بخشش و ذات الهی سخن میگوید. او احساس سردرگمی و بیهدفی میکند و به دنبال راهنمایی و هدایت است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «گناه» و «بخشش» ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۵۷۳ - طوطی شکرخایم نیشکر نمیدانم
طوطی شکرخایم نیشکر نمیدانم
بلبل قفس زادم بال و پر نمیدانم ۱
طفل مهد تقریرم عشق میدهد شیرم
نفع و ضر نمییابم خیر و شر نمیدانم ۲
با تو گفتهام حرفی شرح و بسط آن با تست
من نفس درازی را این قدر نمیدانم ۳
من که هر گناهی را مغفرت روا دارم
جرم بیگناهی را مغتفر نمیدانم ۴
مطلب دگر دارد ورنه آنقدر هم من
بلهوس دل خود را در به در نمیدانم ۵
طینت دل و جانم کی سرشت ارکانم
ابرهام سراپا من آستر نمیدانم ۶
ذات بیمثالت را من چگونه بستایم
کمترت نمیشاید بیشتر نمیدانم ۷
هوش میپرستانم فکر تنگدستانم
جا درون نمییابم ره به در نمیدانم ۸
میزنم به خود فیّاض گامی اندرین وادی
رهنما نمیبینم راهبر نمیدانم ۹
بلبل قفس زادم بال و پر نمیدانم ۱
طفل مهد تقریرم عشق میدهد شیرم
نفع و ضر نمییابم خیر و شر نمیدانم ۲
با تو گفتهام حرفی شرح و بسط آن با تست
من نفس درازی را این قدر نمیدانم ۳
من که هر گناهی را مغفرت روا دارم
جرم بیگناهی را مغتفر نمیدانم ۴
مطلب دگر دارد ورنه آنقدر هم من
بلهوس دل خود را در به در نمیدانم ۵
طینت دل و جانم کی سرشت ارکانم
ابرهام سراپا من آستر نمیدانم ۶
ذات بیمثالت را من چگونه بستایم
کمترت نمیشاید بیشتر نمیدانم ۷
هوش میپرستانم فکر تنگدستانم
جا درون نمییابم ره به در نمیدانم ۸
میزنم به خود فیّاض گامی اندرین وادی
رهنما نمیبینم راهبر نمیدانم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۲ - ز بس سرگرم شوقم پای کم از سر نمیدانم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۴ - ز دانش مرا بس، که نام تو دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.