خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ، بیانگر احساسات شاعر نسبت به عشق، ناتوانی‌های خود، و ناامیدی‌هایش در زندگی است. او از سرگرمی‌های دنیوی، کم‌توانی خود در خدمت به معشوق، و ناآگاهی‌اش از دانش بیشتر سخن می‌گوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند عشق، جنون، و رهایی از قفس وجودی اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و جنون نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

مشاهده کامل

شماره ۵۷۲ - ز بس سرگرم شوقم پای کم از سر نمی‌دانم

ز بس سرگرم شوقم پای کم از سر نمی‌دانم
مغیلان بهر راحت بهتر از بستر نمی‌دانم ۱

مسبّب کاردار و گردش ایام اسبابست
رخ آئینه را ممنون خاکستر نمی‌دانم ۲

مرا این رتبه بس در فضل معراج ترقی‌ها
که از خود هیچ کس را در جهان کمتر نمی‌دانم ۳

مرا از بزم او مانع همین تقصیر خدمت بس
چو خجلت بست ره دیوار را از در نمی‌دانم ۴

تو دایم بد نخواهی کر و ناید جز بدی از من
من از دانش همین دانسته‌ام دیگر نمی‌دانم ۵

درین گلشن دمی از جلوة پرواز ننشینم
قفس رم خورده‌ام، آرام بال و پر نمی‌دانم ۶

من آن آشفته روز و روزگارم در جهان فیّاض
که خورشیدی به جز داغ جنون بر سر نمی‌دانم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۷۱ - ترا خاطر به سوی دشمن بدخوست میدانم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۳ - طوطی شکرخایم نیشکر نمی‌دانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.