انوری : رباعیات
رباعی ۲۱۴ - تا رای تو از قدح به شمشیر آید
تا رای تو از قدح به شمشیر آید
سیف فرغانی : غزلیات
شماره ۵۳۵ - ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری
ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۱۵ - صاحب را به داشتن دو فرزند به نام محمود و مسعود تهنیت گوید
چون بهاء الدین اعز را شاخ عزت بارور شد
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت
شوخ چشمی خان و مان ما به یغما برد و رفت
فردوسی : پادشاهی خسرو پرویز
بخش ۲۰ - دبیر جهاندیده را پیش خواند
دبیر جهاندیده را پیش خواند
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۵۴۰ - چنان در خانهٔ آیینه محو دیدن خویشی
چنان در خانهٔ آیینه محو دیدن خویشی
واعظ قزوینی : قصاید
شمارهٔ ۲۱ - توصیف شکوفه بهاری و ستایش آفتاب سپهر امامت حسن مجتبی «ع »
جهان را جوان ساخت دیگر شکوفه
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۷۷ - لطف او با دیگران ناز و عتابش بر من است
لطف او با دیگران ناز و عتابش بر من است
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۷۹ - الهی همه آتش‌ها بی محبت تو سرد است
الهی همه آتش‌ها بی محبت تو سرد است و همه نعمت‌ها بی لطف تو درد است.
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۵۴ - گویند که دستش ز حنا گلگون شد
گویند که دستش ز حنا گلگون شد
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۱۰۴ - ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست
ای آنکه توئی قبله ارباب کیاست
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۶۵۰ - ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟
ما را به کوچهٔ غلط انداختن چرا؟
امیر معزی : قصاید
شماره ۲۸۱ - شهی‌که دولت باقی بدوگرفت جلال
شهی‌که دولت باقی بدوگرفت جلال
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۱۷۸ - علی الصباح به میخانه خوش روان گشتیم
علی الصباح به میخانه خوش روان گشتیم
مولوی : رباعیات
رباعی ۴۶۱ - آنان که محققان این درگاهند
آنان که محققان این درگاهند
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۴۱۵ - دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود
دوش در خانه ما ماه فرود آمده بود
سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان
اندر معنی بیداری ملوک و سلاطین و حفظ و بخشش ایشان
شاه محمود زاولی به شکار
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۳۷ - نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
نخست از عاشقان بی جرمی آن نامهربان رنجد
مولوی : غزلیات
غزل ۲۳۸۰ - پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه
پیشِ جوشِ عَفوِ بی‌حَدِّ تو شاه
مولوی : غزلیات
غزل ۱۱۰۲ - عشق را با گفت و با ایما چه کار؟
عشقْ را با گفت و با ایما چه کار؟