این متن شعری است که در آن شاعر از عفو و بخشش بیحد شاه سخن میگوید و بیان میکند که گناهکاران به سوی توبه روی میآورند. شاعر از گمراهی و جستوجوی خود سخن میگوید و بیان میکند که وصف شاه منطق او را ویران کرده و راه گفتن بر او بسته شده است. او از درد خود میگوید و اینکه رازش در خطر افشا شدن است. در نهایت، شاعر از نی (نماد بیان و سخن) میخواهد که سکوت کند زیرا او و نی نامحرم هستند و شکر شاه را نمیتوانند بیان کنند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۸۰ - پیش جوش عفو بیحد تو شاه
توبه کردن از گناه، آمد گناه ۱
بَس که گُمرَه را کُنی بَس جُست و جو
گُمرَهی گشتهست فاضِل تَر زِ راه ۲
مَنطِقَم را کرد ویران، وَصفِ تو
راهِ گفتن بَسته شُد، ماندهست آه ۳
آه دَردَت را ندارم مَحْرَمی
چون علی اَه میکُنم در قَعْرِ چاه ۴
چَهْ بِجوشَد، نِی بِرویَد از لَبَش
نِی بِنالَد، رازِ من گردد تَباه ۵
بَس کُن ای نِی، ز آنک ما نامَحْرَمیم
زان شِکَر ما را و نِی را عُذر خواه ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.