دبیر با تجربهای به حضور شاه خوانده شد و در جایگاه بلندی نشانده شد. شاه به او دستور داد تا نامهای را به بهترین شکل ممکن بنویسد. پس از اتمام نوشتن، شاه به دبیر گفت که به نزد خسرو برود و پیام او را برساند. پیام شامل این بود که قیصر دارای سلاح و ثروت است و نیازی به آزار دیگران ندارد. او همچنین از خسرو خواست که بدون نگرانی از ایران عبور کند و به او اطمینان داد که در صورت نیاز، سلاح و سپاه و ثروت خود را برای کمک به خسرو خواهد فرستاد.
این متن از نظر زبانی و محتوایی پیچیده است و نیاز به درک بالایی از مفاهیم تاریخی و ادبی دارد. همچنین، مفاهیم سیاسی و دیپلماتیک مطرح شده در متن برای کودکان زیر 12 سال ممکن است قابل درک نباشد.
بخش ۲۰ - دبیر جهاندیده را پیش خواند
بران پیشگاه بزرگی نشاند ۱
بفرمود تا نامه پاسخ نوشت
بیاراست چون مرغزار بهشت ۲
ز بس بند و پیوند و نیکو سخن
ازان روز تا روزگار کهن ۳
چوگشت از نوشتن نویسنده سیر
نگه کرد قیصر سواری دلیر ۴
سخن گوی و روشن دل و یادگیر
خردمند و گویا و گرد و دبیر ۵
بدو گفت رو پیش خسرو بگوی
که ای شاه بینا دل و راه جوی ۶
مرا هم سلیحست و هم زر به گنج
نیاورد باید کسی را به رنج ۷
وگر نیستیمان ز هر کشوری
درم خواستیمی ز هر مهتری ۸
بدان تا تواز روم با کام خویش
به ایران گذشتی به آرام خویش ۹
مباش اندرین بوم تیره روان
چنین است کردار چرخ روان ۱۰
که گاهی پناهست و گاهی گزند
گهی با زیانیم و گه سودمند ۱۱
کنون تا سلیح و سپاه و درم
فراز آورم تو نباشی دژم ۱۲
بر خسرو آمد فرستاده مرد
سخنهای قیصر همه یاد کرد ۱۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.