خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و ستایشآمیز، زیبایی معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند بهشت، نور، گل و حوری توصیف میکند. شاعر از دوری معشوق رنج میبرد و وصال او را آرزو دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند عافیت، بیماری هجران و نامآوری وجود دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای شاعرانه است که برای درک کامل، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی مفاهیم مانند هجران و رنجوری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۵۳۵ - ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری
ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری
همه عالم ظلماتست وتو در وی نوری ۱
گر ببیند رخ خوب تو بماند خیره
درگل عارض تو نرگس چشم حوری ۲
دل در اوصاف تو گر چند که دوراندیشست
همچو اندیشه ترا کی بود از دل دوری ۳
دل کس جمع نماند چو پریشان گردد
زلف چون سنبل تو بر بدن کافوری ۴
بیم آنست که در عهد تو گم نام شود
مه نام آور و خورشید بدان مشهوری ۵
وقت ما خوش نشود جز بسماع نامت
ورچه در مجلس ما زهره بود طنبوری ۶
لب شیرین تو خواهم که دهان خوش کند
مگسان شکرت را عسل زنبوری ۷
وصل تو عافیتست و من بیمار از هجر
دورم از صحت چون عافیت از رنجوری ۸
سیف فرغانی ناگاه درآید ز درت
سگ چو دریافت گشاده نخوهد دستوری ۹
همه عالم ظلماتست وتو در وی نوری ۱
گر ببیند رخ خوب تو بماند خیره
درگل عارض تو نرگس چشم حوری ۲
دل در اوصاف تو گر چند که دوراندیشست
همچو اندیشه ترا کی بود از دل دوری ۳
دل کس جمع نماند چو پریشان گردد
زلف چون سنبل تو بر بدن کافوری ۴
بیم آنست که در عهد تو گم نام شود
مه نام آور و خورشید بدان مشهوری ۵
وقت ما خوش نشود جز بسماع نامت
ورچه در مجلس ما زهره بود طنبوری ۶
لب شیرین تو خواهم که دهان خوش کند
مگسان شکرت را عسل زنبوری ۷
وصل تو عافیتست و من بیمار از هجر
دورم از صحت چون عافیت از رنجوری ۸
سیف فرغانی ناگاه درآید ز درت
سگ چو دریافت گشاده نخوهد دستوری ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۴ - دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری
گوهر بعدی:شماره ۵۳۶ - اگر چو خسرو و خاقان سزای تاج و سریری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.