غزالی : رکن اول - در عبادات
بخش ۱۹ - فصل(نوع دوم طهارت از فضلات تن)
اما جنس دیگر پاکی است از فضلات تن و آن هفت است: اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شماره ۳۴ - در هر نفسی درد سری آرد غم
در هر نفسی درد سری آرد غم شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیده ۳۳ - هر که دارد با علی یک مو شکی
هر که دارد با علی یک مو شکی مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۸۸ - صلا ای صوفیان کامروز باری
صَلا ای صوفیان کِامْروز باری بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۹۰ - سخنسنجیکه مدح خلق نفریبد به وسواسش
سخنسنجیکه مدح خلق نفریبد به وسواسش مولوی : دفتر پنجم
بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیهالسلام ببر گرفتن حفنهای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیلهالسلام و الصلوة
گفت یَزدان زود عِزْرائیل را عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب هجدهم: اندر شکار کردن
ای پسر بدانک بر اسب نشستن و شکار کردن و چوگان زدن کار محتشمان است، خاصه بجوانی. قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۵۰ - خسروا گر دون بتاج و تخت تو محتاج باد
خسروا گر دون بتاج و تخت تو محتاج باد اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۸۷ - چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۸۸ - شحنهٔ عشق میکشد از دو جهان مصادره
شِحْنهٔ عشق میکَشَد از دو جهانْ مُصادره سعدی : باب هفتم در عالم تربیت
حکایت - شنیدم که در بزم ترکان مست
شنیدم که در بزم ترکان مست عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۱۱۰ - ز میغ نزم کزان روز روشن از مه تیر
ز میغ نزم کزان روز روشن از مه تیر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۷۵ - عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی
عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۱۳۵ - پیمانه بده، که مرد پیمانه منم
پیمانه بده، که مرد پیمانه منم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۹۶ - آنچه تو داری به حسن ماه ندارد
آنچه تو داری به حسن ماه ندارد خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴ - در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
در غصه مرا جمله جوانی بگذشت اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز رازی حکمت قرآن بیاموز
ز رازی حکمت قرآن بیاموز محتشم کاشانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - وله ایضا فی مدح بنت شاه دین پناه شاه طهماسب انارالله برهانه
بر دوش حاملان فلک باد پایدار بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۱۷ - بنای حرص به معراج مدعا نرسید
بنای حرص به معراج مدعا نرسید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۴۲ - زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم
زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم
بخش ۱۹ - فصل(نوع دوم طهارت از فضلات تن)
اما جنس دیگر پاکی است از فضلات تن و آن هفت است: اوحدالدین کرمانی : الباب التاسع: فی السفر و الوداع
شماره ۳۴ - در هر نفسی درد سری آرد غم
در هر نفسی درد سری آرد غم شاه نعمتالله ولی : قصاید
قصیده ۳۳ - هر که دارد با علی یک مو شکی
هر که دارد با علی یک مو شکی مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۸۸ - صلا ای صوفیان کامروز باری
صَلا ای صوفیان کِامْروز باری بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۷۹۰ - سخنسنجیکه مدح خلق نفریبد به وسواسش
سخنسنجیکه مدح خلق نفریبد به وسواسش مولوی : دفتر پنجم
بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیهالسلام ببر گرفتن حفنهای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیلهالسلام و الصلوة
گفت یَزدان زود عِزْرائیل را عنصرالمعالی : قابوسنامه
باب هجدهم: اندر شکار کردن
ای پسر بدانک بر اسب نشستن و شکار کردن و چوگان زدن کار محتشمان است، خاصه بجوانی. قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۵۰ - خسروا گر دون بتاج و تخت تو محتاج باد
خسروا گر دون بتاج و تخت تو محتاج باد اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۴۸۷ - چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم
چو دل در دیگری بستی نگاهش دار، من رفتم مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۸۸ - شحنهٔ عشق میکشد از دو جهان مصادره
شِحْنهٔ عشق میکَشَد از دو جهانْ مُصادره سعدی : باب هفتم در عالم تربیت
حکایت - شنیدم که در بزم ترکان مست
شنیدم که در بزم ترکان مست عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شماره ۱۱۰ - ز میغ نزم کزان روز روشن از مه تیر
ز میغ نزم کزان روز روشن از مه تیر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۷۵ - عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی
عبث چون چشم قربانی وبال مرد و زن بردی اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۱۳۵ - پیمانه بده، که مرد پیمانه منم
پیمانه بده، که مرد پیمانه منم کمال خجندی : غزلیات
شماره ۲۹۶ - آنچه تو داری به حسن ماه ندارد
آنچه تو داری به حسن ماه ندارد خاقانی : رباعیات
شماره ۳۴ - در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
در غصه مرا جمله جوانی بگذشت اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز رازی حکمت قرآن بیاموز
ز رازی حکمت قرآن بیاموز محتشم کاشانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰ - وله ایضا فی مدح بنت شاه دین پناه شاه طهماسب انارالله برهانه
بر دوش حاملان فلک باد پایدار بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۱۷ - بنای حرص به معراج مدعا نرسید
بنای حرص به معراج مدعا نرسید صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۴۲ - زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم
زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم