خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از بیپاسخ ماندن عشقش، اندوه فراوان و ناامیدی خود میگوید و احساس میکند که حتی نامش از یادها رفته است. او از فداکاریهای بیثمرش در راه معشوق و احساس گرفتاری در مشکلات عشق مینالد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی مانند عشق نافرجام، ناامیدی و رنج است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، این نوع اشعار معمولاً برای سنین بالاتر که تجربههای عاطفی بیشتری دارند، مناسبتر است.
شماره ۵۶ - در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست
در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست
وز ششدر غم تو امید گشاد نیست ۱
در دشت شوق بس که به سر بردم، آن چنان
گم گشت نام من که مرا هم به یاد نیست ۲
دادیم جان و دل ز خم زلف او نرست
مردیم و کار بسته ما را گشاد نیست ۳
از بس که نم گرفت زمین زآب دیدهام
در وادی بلا اثر از گردباد نیست ۴
میلی به نامرادی عشق تو جان سپرد
گویا به باغ عشق، نهال مراد نیست ۵
وز ششدر غم تو امید گشاد نیست ۱
در دشت شوق بس که به سر بردم، آن چنان
گم گشت نام من که مرا هم به یاد نیست ۲
دادیم جان و دل ز خم زلف او نرست
مردیم و کار بسته ما را گشاد نیست ۳
از بس که نم گرفت زمین زآب دیدهام
در وادی بلا اثر از گردباد نیست ۴
میلی به نامرادی عشق تو جان سپرد
گویا به باغ عشق، نهال مراد نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - گشاد مهره دل زین بساط بر طرف است
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - با غیر رسیدیّ و ز غیرت جگرم سوخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.