خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و سوختن از دوری معشوق میگوید. او از غم و افسردگی ناشی از این جدایی سخن میگوید و از حسادت و رشک دیگران نیز رنج میبرد. در نهایت، خود را مانند پروانهای میداند که در آتش بلای عشق سوخته است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۷ - با غیر رسیدیّ و ز غیرت جگرم سوخت
با غیر رسیدیّ و ز غیرت جگرم سوخت
صد بار ز ناآمدنت بیشترم سوخت ۱
صد شکر که افسردگیام یاد نیاید
هر چند که آن غمزه بیدادگرم سوخت ۲
از پهلوی من، بهر حسد دادن دشمن
سویش نظری کرد و ز رشک نظرم سوخت ۳
این فکر که خواهد غضب آلود گذشتن
ناآمده بیرون به سر رهگذرم سوخت ۴
پروانه جانبازِ شبستانِ بلایم
چون میلی ازان برقِ ستم بال و پرم سوخت ۵
صد بار ز ناآمدنت بیشترم سوخت ۱
صد شکر که افسردگیام یاد نیاید
هر چند که آن غمزه بیدادگرم سوخت ۲
از پهلوی من، بهر حسد دادن دشمن
سویش نظری کرد و ز رشک نظرم سوخت ۳
این فکر که خواهد غضب آلود گذشتن
ناآمده بیرون به سر رهگذرم سوخت ۴
پروانه جانبازِ شبستانِ بلایم
چون میلی ازان برقِ ستم بال و پرم سوخت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - دل به جان آمده از عشق نهان، یار کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.