صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۶۰۳ - گر چه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست
گر چه نم در جگر و در دل تنگم خون نیست
مولوی : رباعیات
رباعی ۳۵۹ - عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست
عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست
میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۱۸۵ - از جا دلم به جلوه حیرت‌فزا مبر
از جا دلم به جلوه حیرت‌فزا مبر
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۱۷۵ - تا چند هوسرانی، دندان هوس بشکن
تا چند هوسرانی، دندان هوس بشکن
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۱۱۰ - به شاهد لغت ناغوش، بمعنی سر بآب فروبردن و غوطه خوردن
گرد گرداب مگرد ای که ندانی تو شنا
اقبال لاهوری : جاویدنامه
نالهٔ ابلیس
ای خداوند صواب و ناصواب
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۲۳ - ای شده بر مه ز شبه مهره ساز
ای شده بر مه ز شبه مهره ساز
مولوی : غزلیات
غزل ۷۸۴ - عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
عید بُگْذشت و همه خَلْق سویِ کار شُدند
محمد بن منور : فصل سیم - در کرامات وی در حیات و وفات
حکایت ۳ - از پیرزین الطایفه عمر شوکانی شنودم که او گفت که یک روز خواجه ابوالفتح که پسر شیخ بود از دختر شوکان با پدر در خانقاه نشسته بودند و خواجه امام ابوالفتح
از پیرزین الطایفه عمر شوکانی شنودم که او گفت که یک روز خواجه ابوالفتح که پسر شیخ بود از دختر شوکان با پدر در خانقاه نشسته بودند و خواجه امام ابوالفتح حکایت وفات شیخ می‌کرد که پیش از وفات خویش بسه روز روی بما کرد و گفت روز پنجشنبه ما را وفات خواهد بود و روز آدینه زحمتی عظیم باشد چنانک شما فرا جنازۀ مانتوانید آمد. پس بفرمود تا چادری آوردند و چهار گوشۀ آن چادر بگرفتند و در هوا بازکشیدند و ما را گفت بزیر این چادر بیرون شوید و انگارید کی این جنازۀ ماست. فرزندان شیخ چنان کردند کی شیخ فرمود بود، بعد از آن بسه روز همان کی شیخ اشارت نموده بود ببود، چون جنازه بیرون آوردند چندان زحمت بود کی ما فرزندان شیخ فرا نزدیک جنازه نتوانستیم رفت این حکایت می‌گفت و هردو می‌گریستند.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۴۲۱ - از لب خشک صدف ریزش نیسان پیداست
از لب خشک صدف ریزش نیسان پیداست
خیام : رباعیات
رباعی ۴ - گر می نخوری طعنه مزن مستان را
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
شاه نعمت‌الله ولی : مفردات
شماره ۹۹ - خری بر اسب و عیسی شد پیاده
خری بر اسب و عیسی شد پیاده
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۷۳ - درد کیشان همه ناموس کش کیش همند
درد کیشان همه ناموس کش کیش همند
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۲۰۹ - مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۶۰۱ - مرا مپرس که: چون شرمسارم از یاران؟
مرا مپرس که: چون شرمسارم از یاران؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۱۳۸ - نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون
نیست ممکن پخته کس زین خاکدان آید برون
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۹۲ - غالب چو ز دامگه بدر جستم من
غالب چو ز دامگه بدر جستم من
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۹۳ - ساقی نظر لطف دل آرای تو کو؟
ساقی نظر لطف دل آرای تو کو؟
فصیحی هروی : رباعیات
شماره ۴۸ - آهم چو بر آسمان شبیخون آرد
آهم چو بر آسمان شبیخون آرد
سعدی : قطعات
شماره ۳۷ - صاحب کمال را چه غم از نقص مال و جاه
صاحب کمال را چه غم از نقص مال و جاه