خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از مخاطب می‌خواهد از بندهای نفسانی و محدودیت‌های دنیوی رها شود، به عشق و آزادی روی آورد و با شجاعت قید و بندها را بشکند. شاعر از مفاهیمی مانند هوس، زندان نفس، عشق، آزادی و رهایی سخن می‌گوید.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات مانند 'میکده' و 'هوسرانی' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۵ - تا چند هوسرانی، دندان هوس بشکن

تا چند هوسرانی، دندان هوس بشکن
بگذر ز گران جانی زندان نفس بشکن ۱

تو مرغ سلیمانی از چیست بزندانی؟
با بال و پرافشانی ارکان قفس بشکن ۲

گوید چو بدت نادان او را بخوشی برخوان
چون پنبه نرم افغان در کام جرس بشکن ۳

گر باز گذارد پا در میکده بی پروا
جام و قدح و مینا بر فرق عسس بشکن ۴

در وادی عشق یار، باری چو فکندی بار
هم دست ز جان بردار هم پای فرس بشکن ۵

چون می شکنی یارا از کینه دل ما را
این گوهر یکتا را بنواز و سپس بشکن ۶

هر ناکس و کس تا چند پای تو نهد دربند
با مشت چکش مانند پشت همه کس بشکن ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - از جور چرخ کجروش، وز دست بخت واژگون
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - ای توده دست قدرت از آستین برون کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.