خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۶۰ - از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
از گوهر اشک ار نشود دیده توانگر
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۶۵ - آیینه با وقار تو سیماب می شود
آیینه با وقار تو سیماب می شود
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۱۸ - اصل دهم
بدان که هرکه بشناخت که آخر کار وی به همه حال مرگ است و قرارگاه وی گور است و موکل وی منکر و نکیر و موعد وی قیامت و مورد وی بهشت است یا دوزخ، هیچ اندیشه وی را مهمتر از اندیشه مرگ نبود و هیچ تدبیری عالیتر از تدبیر زاد مرگ نبود، اگر عاقل بود چنان که رسول (ص) گفت، «الکیس من دان نفسه و عمل لما بعد الموت» هرکه یاد مرگ کند ناچار به ساختن زاد آن مشغول باشد و گور روضه ای یابد از روضه های بهشت. و هرکه مرگ را فراموش کند و همت وی همه دنیا باشد و از زاد آخرت غافل ماند، گور غاری یابد از غارهای دوزخ.
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۴۸ - شهاب الدّین مقتول قُدِّس سِرُّه
اسم شریف آن جناب یحیی و مکنی است به ابوالفتح و به شیخ اشراق مشهور است. گویند خواهرزادهٔ جناب شیخ شهاب سهروردی است. در هر حال از اکابر مشایخ و از حکمای راسخ بوده. تألیفات بدیعه فرموده. رسالهٔ حکمت اشراق و متن هیاکل بر فضیلت وی شاهدی است عادل. در علوم عربیه نیز طاق و در حکمت و احادیث و ریاضی مشهور آفاق. در سنهٔ پانصد و هشتاد و هفت در حلب به درجهٔ شهادت رسید. مدت عمرش هشتاد و هشت سال. نیز گفته‌اند تصانیفش بسیار است و از آن جمله است مطارحات، تلویحات، حکمت اشراق، لمحات، الواح عمادیه، هیاکل نوریه، مقاومات، رمزالوحی، مبدء و معاد فارسی، بستان القلوب، طوارق الانوار، نفحات فی الاصول الکلیه، در تصوف. بارقات الالهیه، نغمات السّماویه، لوامع الانوار، رقیم القدسی، اعتقاد الحکماء، کتاب البصر، رسالة العشق، رسالة المعراج، رسالهٔ درجات، رسالهٔ آواز پر جبرئیل، رسالهٔ صفیر سیمرغ، دعوات الکواکب و تسبیحات هیاکل فارسیه، شرح اشارات، رسالهٔ یزدان شناخت، رساله در سیمیا. گاهی عربیّاً و فارسیاً شعر می‌فرموده. از اوست:
خاقانی : غزلیات
غزل ۱۱ - جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
خاقانی : قصاید و قطعات عربی
وله ایضا یمدح الملک الاعظم علاء الدین
وها فارسیا بالحجازی اشفع
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۰۳ - به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
الهامی کرمانشاهی : خیابان سوم
بخش ۱۱۶ - مویه گری اهل بیت درحرم رسول و تسلی دادن ام سلمه ایشان را گوید
زبان های آتشفشان همچو شمع
حافظ : غزلیات
غزل ۲ - صلاح کار کجا و من خراب کجا
صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟
رشیدالدین میبدی : ۷۲- سورة الجن- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه کلمة سلّابة غلّابة نهّابة وهّابة.
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۳۱ - مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۹۴۵ - کیوان گردی چو گرد مردان گردی
کیوان گردی چو گرد مردان گردی
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۸۶ - بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباش
بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۵۷ - از عزیزان دیده پوشیده من روشن است
از عزیزان دیده پوشیده من روشن است
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۲۶۴ - هرکه را گم گشته دل پیدا کنش در زیر زلف
هرکه را گم گشته دل پیدا کنش در زیر زلف
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۳۵۷ - زبان که یاد دل بوالفضول می آرد
زبان که یاد دل بوالفضول می آرد
وحشی بافقی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - در ستایش میرمیران
عید خرم تر از این یاد ندارد ایام
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۴۶ - عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر اکتساب مراضی پای فشردن
ای سبکسارتر از خشک گیا
مولوی : غزلیات
غزل ۹۸۶ - عشق را جان بی‌قرار بود
عشق را جانِ بی‌قَرار بُوَد
مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا
قوم گُفتندَش که هین این جا مَخُسب