این متن شعری است که مفاهیم عمیق عشق، امید، صبر و تحمل را بیان میکند. شاعر از درد و رنج سخن میگوید اما امید به درمان را زنده نگه میدارد. او عشق را فراتر از ظواهر میداند و بر اهمیت فداکاری و تحمل در راه عشق تأکید میکند. همچنین، شاعر به ناامیدی و تلاش برای رسیدن به هدف اشاره میکند و از تحمل سختیها در این راه سخن میگوید.
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. مفاهیمی مانند عشق، امید، صبر و تحمل برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درکتر است و ممکن است برای کودکان یا نوجوانان کمسنوسال چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۲۹ - خوش است درد که باشد امید درمانش
دراز نیست بیابان که هست پایانش ۱
نه شرط عشق بود با کمان ابروی دوست
که جان سپر نکنی پیش تیربارانش ۲
عدیم را که تمنای بوستان باشد
ضرورت است تحمل ز بوستانبانش ۳
وصال جان جهان یافتن حرامش باد
که التفات بود بر جهان و بر جانش ۴
ز کعبه روی نشاید به ناامیدی تافت
کمینه آن که بمیریم در بیابانش ۵
اگر چه ناقص و نادانم این قدر دانم
که آبگینه من نیست مرد سندانش ۶
ولیک با همه عیب احتمال یار عزیز
کنند چون نکنند احتمال هجرانش ۷
گر آید از تو به رویم هزار تیر جفا
جفاست گر مژه بر هم زنم ز پیکانش ۸
حریف را که غم جان خویشتن باشد
هنوز لاف دروغ است عشق جانانش ۹
حکیم را که دل از دست رفت و پای از جای
سر صلاح توقع مدار و سامانش ۱۰
گلی چو روی تو گر ممکن است در آفاق
نه ممکن است چو سعدی هزاردستانش ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.