عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۵۵
عشق روی درخود دارد پس همو شاهد است و همو مشهود و عشق خود را شناسد پس همو عارفست و همو معروف در هوا خود پرد و شکار از عالم خود کند پس همو شکار است و همو صیاد آنچه بایدش در عالم خود باید پس همو طالبست و همو مطلوب نظر از خود برندارد و بر کس نگمارد پس همو قاصد است و همو مقصود،عزیزی گفته است: شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۳ - هر بلائی که باشد از محبوب
هر بلائی که باشد از محبوب خاقانی : غزلیات
غزل ۲۹۸ - چه کردهام بجای تو که نیستم سزای تو
چه کردهام بجای تو که نیستم سزای تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۷۷ - مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۹۶ - نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢۶ - چهار چیز بچار دگر بود محتاج
چهار چیز بچار دگر بود محتاج محتشم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۶ - این چند بیت دیگر جهت نقش خلاصه خمسهای که بخط میرمعزالدین مرقوم گردیده است گفته
حلی بندی که بیجنبیدن دست شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۸ - ای دل بر او به پای جان باید شد
ای دل بر او به پای جان باید شد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۹۵ - تا سر بودم سر جوانان دارم
تا سر بودم سر جوانان دارم حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۱ - زهره ام ساقی و مه جام مدام است امشب
زهره ام ساقی و مه جام مدام است امشب میرداماد : رباعیات
شماره ۱۵۰ - زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد
زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد محمد بن منور : منقولات
شماره ۷۸ - شیخ گفت: صحبت را شرطهاست، نیکوترین لباسی که بنده پوشد لباس تواضع است. و عزیز نگر
شیخ گفت: صحبت را شرطهاست، نیکوترین لباسی که بنده پوشد لباس تواضع است. و عزیز نگرداند بنده را مگر تواضع ومَن تواضَعَ للّه رَفَعَهُ اللّه و تواضع شکستگی بود و سرنهادن درین راه و کارها پدید ناآمدن و هیچ آفت بنده را در راه بتر از تکبر نیست و تکبر سرفرازی باشد و منی کردن چنانک ابلیس گفت انا خیر منه. و گویند ابلیس در بازارها میگردد و میگوید با مردمان نگر تامنی نکنی و نگویید من و بنگرید تا چه آمد بر من از تکبر و بزرگواری صفت اوست و هرکه با خداوند منازعت کند و در برابر آید قهرش کنند. عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۳۶ - چون در ره این کار مرا دید فزود
چون در ره این کار مرا دید فزود اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۸۸ - مست می وصل او اگر شیر بود
مست می وصل او اگر شیر بود حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۳۶ - هم در ثنای او
مظفر آمد و منصور شاه گیتی دار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۲۲ - نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است
نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۳ - ای باد صبا کاش رسانی خبر ما
ای باد صبا کاش رسانی خبر ما حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۲۳ - سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟ حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۶۹ - ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
فصل ۵۵
عشق روی درخود دارد پس همو شاهد است و همو مشهود و عشق خود را شناسد پس همو عارفست و همو معروف در هوا خود پرد و شکار از عالم خود کند پس همو شکار است و همو صیاد آنچه بایدش در عالم خود باید پس همو طالبست و همو مطلوب نظر از خود برندارد و بر کس نگمارد پس همو قاصد است و همو مقصود،عزیزی گفته است: شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۲۳ - هر بلائی که باشد از محبوب
هر بلائی که باشد از محبوب خاقانی : غزلیات
غزل ۲۹۸ - چه کردهام بجای تو که نیستم سزای تو
چه کردهام بجای تو که نیستم سزای تو صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۷۷۷ - مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی
مکن با ارتکاب جرم اظهار پشیمانی بابافغانی : غزلیات
شماره ۴۹۶ - نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٨٢۶ - چهار چیز بچار دگر بود محتاج
چهار چیز بچار دگر بود محتاج محتشم کاشانی : مثنویات
شمارهٔ ۶ - این چند بیت دیگر جهت نقش خلاصه خمسهای که بخط میرمعزالدین مرقوم گردیده است گفته
حلی بندی که بیجنبیدن دست شاه نعمتالله ولی : رباعیات
رباعی ۱۵۸ - ای دل بر او به پای جان باید شد
ای دل بر او به پای جان باید شد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۴۹۵ - تا سر بودم سر جوانان دارم
تا سر بودم سر جوانان دارم حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۲۱ - زهره ام ساقی و مه جام مدام است امشب
زهره ام ساقی و مه جام مدام است امشب میرداماد : رباعیات
شماره ۱۵۰ - زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد
زین شعله که دل چو جانش در بر گیرد محمد بن منور : منقولات
شماره ۷۸ - شیخ گفت: صحبت را شرطهاست، نیکوترین لباسی که بنده پوشد لباس تواضع است. و عزیز نگر
شیخ گفت: صحبت را شرطهاست، نیکوترین لباسی که بنده پوشد لباس تواضع است. و عزیز نگرداند بنده را مگر تواضع ومَن تواضَعَ للّه رَفَعَهُ اللّه و تواضع شکستگی بود و سرنهادن درین راه و کارها پدید ناآمدن و هیچ آفت بنده را در راه بتر از تکبر نیست و تکبر سرفرازی باشد و منی کردن چنانک ابلیس گفت انا خیر منه. و گویند ابلیس در بازارها میگردد و میگوید با مردمان نگر تامنی نکنی و نگویید من و بنگرید تا چه آمد بر من از تکبر و بزرگواری صفت اوست و هرکه با خداوند منازعت کند و در برابر آید قهرش کنند. عطار نیشابوری : باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است
شماره ۳۶ - چون در ره این کار مرا دید فزود
چون در ره این کار مرا دید فزود اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۱۸۸ - مست می وصل او اگر شیر بود
مست می وصل او اگر شیر بود حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۰۹ - خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد
خوش آنکه دلم آینه سیمای تو باشد مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۳۶ - هم در ثنای او
مظفر آمد و منصور شاه گیتی دار صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۰۲۲ - نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است
نیست یک تن در جهان گویا، اگر گویا دل است ملا احمد نراقی : منتخب غزلیات و قطعات
شماره ۳ - ای باد صبا کاش رسانی خبر ما
ای باد صبا کاش رسانی خبر ما حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۲۳ - سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟ حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۶۹ - ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی