صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۱۱۰۸ - عالم بیخبری بود بهشت آبادم
عالم بیخبری بود بهشت آبادم حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۴۷ - می خور که بر اصحاب خرابات حلال است
می خور که بر اصحاب خرابات حلال است امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره
شکل مناره چو ستونی ز سنگ اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۶۱ - الطریقة
صبر از سر استقامتم گو برخیز آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۱ - گر جز تو کسی دل مرا برد رواست
گر جز تو کسی دل مرا برد رواست سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۰۰ - گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۷۶ - گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۵۴ - در مرثیه
در مرثیهٔ موئیدالدین جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۶۹ - باز غم تاختن چنان آورد
باز غم تاختن چنان آورد ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۱۱ - بی تو حرامست تماشای باغ
بی تو حرامست تماشای باغ غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۳ - مذمت عاشقان ز پستی همت است
مذمت عاشقان ز پستی همت است هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و ف
بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و فرعی است، اصل آن تصدیق به دل باشد و فرع آن مراعات امر و اندر عادت عرب است که فرع چیزی را، بر وجه استعارت به نام اصل آن باز خوانند؛ چنانکه نور آفتاب را آفتاب خوانند به همه لغات. و هم بدان معنی گروهی طاعت را ایمان خوانند؛ که بنده جز بدان ایمن نشود از عقوبت، و تصدیق مجرد امن اقتضا نکند تا احکام فرمان به جای نیارد. پس هرکه را طاعت بیشتر بود، امن وی از عقوبت زیادت بود چون آن علت امن آمد به تصدیق و قول مر آن را ایمان گفتند. امیرخسرو دهلوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - زمان ارکان هر دو بار باز هم روبرو شدند و از هر دو جانب شاعران قصیدهها سرودند قصیدهٔ معروف امیر خسرو شاید در همین مجالس قرائت شده باشد:
زهی ملک خوش چون دو سلطان یکی شد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۰ - بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کردهام
بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کردهام مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۴۱ - گر روی تو را چو آینه بتوان دید
گر روی تو را چو آینه بتوان دید عطار نیشابوری : باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
شماره ۱۲ - پروانه به شمع گفت: چندی سوزم
پروانه به شمع گفت: چندی سوزم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧۴۵ - بینوائی و حفظ ناموسم
بینوائی و حفظ ناموسم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۵۵ - گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد جلال عضد : قصاید
شمارهٔ ۴ - فی مدیحۀ پیرحسین
روز آنست که عالم طرب از سر گیرد جامی : سبحةالابرار
بخش ۲۲ - فتوت
ای که از طبع فرومایهٔ خویش
تکبیت ۱۱۰۸ - عالم بیخبری بود بهشت آبادم
عالم بیخبری بود بهشت آبادم حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۴۷ - می خور که بر اصحاب خرابات حلال است
می خور که بر اصحاب خرابات حلال است امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره
شکل مناره چو ستونی ز سنگ اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی: فی الشرعیّات و ما یتعلق بها
شمارهٔ ۶۱ - الطریقة
صبر از سر استقامتم گو برخیز آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۱ - گر جز تو کسی دل مرا برد رواست
گر جز تو کسی دل مرا برد رواست سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۰۰ - گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۷۶ - گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۵۴ - در مرثیه
در مرثیهٔ موئیدالدین جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۶۹ - باز غم تاختن چنان آورد
باز غم تاختن چنان آورد ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۱۱۱ - بی تو حرامست تماشای باغ
بی تو حرامست تماشای باغ غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۵۳ - مذمت عاشقان ز پستی همت است
مذمت عاشقان ز پستی همت است هجویری : بابٌ فی فرقِ فِرَقهم و مذاهِبهم و آیاتِهم و مقاماتِهم و حکایاتِهم
- بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و ف
بدان که اتفاق است میان اهل سنت و جماعت و اهل تحقیق و معرفت که: ایمان را اصلی و فرعی است، اصل آن تصدیق به دل باشد و فرع آن مراعات امر و اندر عادت عرب است که فرع چیزی را، بر وجه استعارت به نام اصل آن باز خوانند؛ چنانکه نور آفتاب را آفتاب خوانند به همه لغات. و هم بدان معنی گروهی طاعت را ایمان خوانند؛ که بنده جز بدان ایمن نشود از عقوبت، و تصدیق مجرد امن اقتضا نکند تا احکام فرمان به جای نیارد. پس هرکه را طاعت بیشتر بود، امن وی از عقوبت زیادت بود چون آن علت امن آمد به تصدیق و قول مر آن را ایمان گفتند. امیرخسرو دهلوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - زمان ارکان هر دو بار باز هم روبرو شدند و از هر دو جانب شاعران قصیدهها سرودند قصیدهٔ معروف امیر خسرو شاید در همین مجالس قرائت شده باشد:
زهی ملک خوش چون دو سلطان یکی شد فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۰ - بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کردهام
بزم عشرت تا ز خون دل مهیّا کردهام مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۴۱ - گر روی تو را چو آینه بتوان دید
گر روی تو را چو آینه بتوان دید عطار نیشابوری : باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه
شماره ۱۲ - پروانه به شمع گفت: چندی سوزم
پروانه به شمع گفت: چندی سوزم ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ٧۴۵ - بینوائی و حفظ ناموسم
بینوائی و حفظ ناموسم عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۲۵۵ - گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد
گر به خواب اجلم دیدهٔ جان گرم نشد جلال عضد : قصاید
شمارهٔ ۴ - فی مدیحۀ پیرحسین
روز آنست که عالم طرب از سر گیرد جامی : سبحةالابرار
بخش ۲۲ - فتوت
ای که از طبع فرومایهٔ خویش