خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شخصی نزد طبیب میرود و از درمان عشق میپرسد. طبیب به او توصیه میکند که از صفات خود بگذرد و وجودش را محو کند، یعنی از تمام تعلقات دنیوی رها شود.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رباعی ۱۸۸۵ - رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی ۱
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی ۲
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی ۱
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۸۸۴ - رفتم بر یار از سر سر دستی
گوهر بعدی:رباعی ۱۸۸۶ - رقص آن نبود که هر زمان برخیزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.