امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۵۱ - تتبع شیخ
ای بگه جلوه قامت تو قیامت
امیر پازواری : سه‌بیتی‌ها
شماره ۲۴ - امیر گنه: مه مَستهْ چشْ، شُوخهْ نی‌نی
امیر گنه: مه مَستهْ چشْ، شُوخهْ نی‌نی
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۲۳ - نه ز جهدم به کف بخت عنان می آید
نه ز جهدم به کف بخت عنان می آید
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۷۱ - با این همه بی وفائی تو
با این همه بی وفائی تو
میرداماد : رباعیات
شماره ۲۴۵ - در خانه عشق تا که من بنشستم
در خانه عشق تا که من بنشستم
امام خمینی : غزلیات
کعبه مقصود
هر جا که شدم، از تو ندایی نشنیدم
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
دل من در گشاد چون و چند است
دل من در گشاد چون و چند است
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعه ۵۴ - شهرتی یافته است می گویند
شهرتی یافته است می گویند
میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۸۹ - پادشاهی سنندج
نشاندند شاه سنندج به تخت
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۶ - از چه می داری نگارینا بدین زاری مرا
از چه می داری نگارینا بدین زاری مرا
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
شبی پیش خدا بگریستم زار
شبی پیش خدا بگریستم زار
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۰۳ - باز گرفتار شد دل که درین سینه بود
باز گرفتار شد دل که درین سینه بود
قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - عشق بی‌دردسر نمی‌باشد
عشق بی‌دردسر نمی‌باشد
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۹۷ - حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری
حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری
غالب دهلوی : رباعیات
شماره ۳۲ - گردیدن زاهدان به جنت گستاخ
گردیدن زاهدان به جنت گستاخ
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۲۱۴ - ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق
ای ز سودای تو در دل رونق بازار عشق
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۷۷۲ - حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم
حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم
مولوی : غزلیات
غزل ۱۸۶۴ - در پردۀ دل بنگر صد دختر آبستان
در پَردۀ دل بِنْگَر صد دُخترِ آبِسْتان
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را ببهانه براه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد بفضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب
یک کَنیزک یک خَری بر خود فَکَند
میرزا آقاخان کرمانی : نامهٔ باستان
بخش ۹۴ - تأسف بر اوضاع حالیه ایران
مگر حال آن ملک برگشته است