خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از خاقانی، به بیان ناپایداری دنیا و بیعدالتیهای آن میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای نجومی و اساطیری، از تباهی عمر، از دست دادن فرصتها و ناکامیها سخن میگوید. او از مصیبتهای زندگی مینالد و بر بیثباتی دنیا تأکید میکند.
مفاهیم عمیق فلسفی، استفاده از استعارههای پیچیده و اشارات اساطیری که درک آنها نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۲۶ - در مرثیهٔ وحید الدین عموی خود
کو آنکه نقد او به ترازوی هفت چرخ
شش دانگ بود راست بهر کفهای که سخت ۱
در بیع گاه دهر به بادی بداد عمر
در قمرهٔ زمانه به خاکی بباخت بخت ۲
جوزا گریست خون که عطارد ببست نطق
عنقا بریخت پر که سلیمان گذاشت تخت ۳
زین غبن چتر روز چرا نیست ریز ریز
زین غم عمود صبح چرا نیست لخت لخت ۴
آن نقش جسم اوست نه او در میان خاک
شبه مسیح شد نه مسیح از بر درخت ۵
خاقانیا مصیبت عم خوار کار نیست
هین زار زار نال که کار اوفتاد سخت ۶
شش دانگ بود راست بهر کفهای که سخت ۱
در بیع گاه دهر به بادی بداد عمر
در قمرهٔ زمانه به خاکی بباخت بخت ۲
جوزا گریست خون که عطارد ببست نطق
عنقا بریخت پر که سلیمان گذاشت تخت ۳
زین غبن چتر روز چرا نیست ریز ریز
زین غم عمود صبح چرا نیست لخت لخت ۴
آن نقش جسم اوست نه او در میان خاک
شبه مسیح شد نه مسیح از بر درخت ۵
خاقانیا مصیبت عم خوار کار نیست
هین زار زار نال که کار اوفتاد سخت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - زندگانی چو مال میراث است
گوهر بعدی:شماره ۲۷ - دروغ است آنکه گوید این که در سنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.