صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۴۵۶ - خط سیه مبادا زان خال سربرآرد
خط سیه مبادا زان خال سربرآرد
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۴۱ - هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
هرکه عاشق نیست مرد کار نیست
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۲۸ - آئینه جمال تو شد صورت حسن
آئینه جمال تو شد صورت حسن
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۶ - تجلی العشق فی کل المجالی
تجلی العشق فی کل المجالی
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است
لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۳ - ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
ای جمله جهان شیفته حسن و جمالت
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۷۰ - ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۳ - ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۶ - ما حسن روی یار زهر روی دیده ایم
ما حسن روی یار زهر روی دیده ایم
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۴۰ - رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان
رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۵۶ - ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۸۳ - ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی
ببرد آخر دل و دینم بغارت ترک یغمائی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰۸ - گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
گریه ابری است که از دامن دل می خیزد
نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۲۵ - خواجه حافظ فرماید
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۲۹ - ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۳۷ - فلک نیلوفر دریای عشق است
فلک نیلوفر دریای عشق است
رشیدالدین میبدی : ۳۵- سورة الملائکة- مکیة
۳ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتابَ... خداوند عالم کردگار مهربان نوازنده بندگان جلّ جلاله و تقدّست أسماؤه و تعالت صفاته، امّت احمد را اندرین آیت تشریف داد بهفت کرامت تشریفى تمام و تکریمى بزرگ و نواختى بى‏نهایت، و از فرزندان آدم هیچکس این هفت کرامت بهم نیافت مکر این امّت. از ان هفت سه چیز در صدر آیت است: اوّل أَوْرَثْنَا، دیگر اصْطَفَیْنا، سدیگر عِبادِنا. أَوْرَثْنَا وارثان خواند، اصْطَفَیْنا برگزیدگان خواند، عِبادِنا بندگان خواند میراث بران ما، برگزیدگان ما، بندگان پذیرفتگان ما. چون وارثان خواند، بحقیقت میراث وانستاند، چون برگزیدگان خواند در علم وى غلط نیست ردّ نکند، چون پذیرفتگان خواند با عیب بنیفکند. أَوْرَثْنَا میراث دادیم، نور هدى دولت دین عزّ علم آئین معرفت بهاى ایمان برکت سنّت میوه حکمت این همه کرا دادیم، الَّذِینَ اصْطَفَیْنا ایشان را که برگزیدیم چون میگزیدیم عیب مى‏دیدیم، رهى را به بى‏نیازى خود چنانک بود برگزیدیم اى محمد! آن روز که ما امّت ترا گزیدیم فریشتگان دراز عمر پر طاعت میدیدیم، آن روز که در نحل ضعیف عسل نهادیم بازان با قوّت میدیدیم آن روز که آن کرمک ضعیف را ابریشم دادیم ماران با هیبت میدیدیم، آن روز که آهوى دشتى را مشک دادیم شیران با صولت میدیدیم، آن روز که گاو بحرى را عنبر دادیم پیلان با عظمت میدیدیم، آن روز که در صدف مروارید نهادیم نهنگان با سطوت میدیدیم، آن روز که آواز خوش بعندلیب دادیم طاووسان با زینت میدیدیم، آن روز که امّت محمد را مدح و ثنا گفتیم و رقم اصطفائیّت کشیدیم فرشتگان دراز عمر و مقرّبان پر طاعت را بر درگه خدمت میدیدیم.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۵۴ - دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم؟
دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم؟
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۶ - جان طالب جمال دلفروز یار ماست
جان طالب جمال دلفروز یار ماست
اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۸۰ - زین دام تن گهی که چو شهباز برپرم
زین دام تن گهی که چو شهباز برپرم