صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۹۲۷ - مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد
مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد عطار نیشابوری : فیفضائل خلفا
فی فضیلةامیرالمؤمنین علی رضی الله عنه
خواجهٔ حق پیشوای راستین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۷۸ - محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۹۹ - ای قاصد فرخنده، ز اغیار نهانی
ای قاصد فرخنده، ز اغیار نهانی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۶۳ - تا رخت روشنی دیده نشد
تا رخت روشنی دیده نشد اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۷ - چه درد سر دهم دیوانگی با سخت جانی را
چه درد سر دهم دیوانگی با سخت جانی را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۲ - هنگام آشتی ست بت خشمناک را
هنگام آشتی ست بت خشمناک را اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۴۴ - ای دل صفت جمال او نتوان گفت
ای دل صفت جمال او نتوان گفت مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمانخانه و اندیشههای مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشههای غم و شادی چون شخص مهماندوست غریبنواز خلیلوار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و ممن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی
هست مِهْمانخانه این تَنْ ای جوان عطار نیشابوری : بخش سی و ششم
الحكایة و التمثیل
غافلی میشد بصحرا روز برف سعدی : غزلیات
غزل ۵۰۴ - چه روی است آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی
چه روی است آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی حزین لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۳۲ - در مدح حضرت علیّ بن ابیطالب علیه السلام
نظر کن در سواد صفحه ام تا گلستان بینی سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۹ - دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت
دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۶۵ - با کاروان نور
فرو ریزم از دوری روی جانان مولوی : غزلیات
غزل ۷۵۰ - شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد
شاد شُد جانَم که چَشمَت وَعدهٔ اِحسانْ نَهاد صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - جان عشق و محبت است جانرا بشناس
جان عشق و محبت است جانرا بشناس عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۳۱ - ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش
ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۶ - دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت
دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۱۸ - وله ایضا
بزرگوارا، خّط و عبارتت ماند اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۸۸ - آنان که اساس کار بر خلق نهند
آنان که اساس کار بر خلق نهند
غزل ۲۹۲۷ - مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد
مرا فکر غریب آواره دایم از وطن دارد عطار نیشابوری : فیفضائل خلفا
فی فضیلةامیرالمؤمنین علی رضی الله عنه
خواجهٔ حق پیشوای راستین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۷۷۸ - محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۹۹ - ای قاصد فرخنده، ز اغیار نهانی
ای قاصد فرخنده، ز اغیار نهانی کمال خجندی : غزلیات
شماره ۳۶۳ - تا رخت روشنی دیده نشد
تا رخت روشنی دیده نشد اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۷ - چه درد سر دهم دیوانگی با سخت جانی را
چه درد سر دهم دیوانگی با سخت جانی را امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۴۲ - هنگام آشتی ست بت خشمناک را
هنگام آشتی ست بت خشمناک را اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۴۴ - ای دل صفت جمال او نتوان گفت
ای دل صفت جمال او نتوان گفت مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمانخانه و اندیشههای مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشههای غم و شادی چون شخص مهماندوست غریبنواز خلیلوار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و ممن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی
هست مِهْمانخانه این تَنْ ای جوان عطار نیشابوری : بخش سی و ششم
الحكایة و التمثیل
غافلی میشد بصحرا روز برف سعدی : غزلیات
غزل ۵۰۴ - چه روی است آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی
چه روی است آن که دیدارش ببرد از من شکیبایی حزین لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۳۲ - در مدح حضرت علیّ بن ابیطالب علیه السلام
نظر کن در سواد صفحه ام تا گلستان بینی سعدی : غزلیات
غزل ۱۳۹ - دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت
دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۶۵ - با کاروان نور
فرو ریزم از دوری روی جانان مولوی : غزلیات
غزل ۷۵۰ - شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد
شاد شُد جانَم که چَشمَت وَعدهٔ اِحسانْ نَهاد صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۱ - جان عشق و محبت است جانرا بشناس
جان عشق و محبت است جانرا بشناس عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۳۱ - ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش
ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۵۶ - دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت
دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۱۸ - وله ایضا
بزرگوارا، خّط و عبارتت ماند اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۲۸۸ - آنان که اساس کار بر خلق نهند
آنان که اساس کار بر خلق نهند