خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که درد هجران و دوری از معشوق را بیان میکند. شاعر از ترس و ناامیدی سخن میگوید و از زیبایی و احسان معشوق یاد میکند. همچنین، اشارهای به وضعیت نابسامان جامعه و مستی حریفان دارد. در پایان، شاعر از وضعیت خود و جهان مانند زندانی در چاه عالم شکوه میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات اجتماعی و فلسفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۵۴ - دلم از قصه هجران چه گوید؟
دلم از قصه هجران چه گوید؟
ازین هجران بی پایان چه گوید؟ ۱
سخن ها دارد اندر سر، ولیکن
ز بیم شحنه سلطان چه گوید؟ ۲
همه حسنست و احسانست آن یار
کسی از حسن و از احسان چه گوید؟ ۳
مرا گویی نشانی ده از آن یار
دل از جنات جاویدان چه گوید؟ ۴
حریفان جمله مستان خرابند
در و دیوار و شادروان چه گوید؟ ۵
مرا از دل همی پرسی، چه گویم؟
کسی از خانه ویران چه گوید؟ ۶
چو قاسم شاه شد در چاه عالم
ازین چاه و ازین زندان چه گوید؟ ۷
ازین هجران بی پایان چه گوید؟ ۱
سخن ها دارد اندر سر، ولیکن
ز بیم شحنه سلطان چه گوید؟ ۲
همه حسنست و احسانست آن یار
کسی از حسن و از احسان چه گوید؟ ۳
مرا گویی نشانی ده از آن یار
دل از جنات جاویدان چه گوید؟ ۴
حریفان جمله مستان خرابند
در و دیوار و شادروان چه گوید؟ ۵
مرا از دل همی پرسی، چه گویم؟
کسی از خانه ویران چه گوید؟ ۶
چو قاسم شاه شد در چاه عالم
ازین چاه و ازین زندان چه گوید؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۳ - صفیر مرغ جان اسرار گوید
گوهر بعدی:شماره ۳۵۵ - در پس آیینه چیست باز نمایید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.