خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از فرخی یزدی، غم و اندوه شاعر را از نبودن معشوق و ناامیدی از شرایط زندگی بیان میکند. شاعر از فقدان عشق، آزادی، و آرامش مینالد و به دنبال پاسخ برای رنجهای خود است.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۹ - دی تا دل شب آن بت طناز کجا بود؟
دی تا دل شب آن بت طناز کجا بود؟
تا عقده ز دل باز کند باز کجا بود؟ ۱
گر زیر پر خود نکنم سر چکنم من
در دام، توانائی پرواز کجا بود ۲
تا بر سر شمشاد چمن پای بکوبد
تردستی آن سرو سرافراز کجا بود ۳
از حرص بود آنچه رسد بر سر آدم
در جنس بشر این طمع و آز کجا بود ۴
تا کی پی آوازه روانیم ندانیم
خواننده این پرده آواز کجا بود ۵
از جور همه خانه خرابیم خدایا
این فتنه گر خانه برانداز کجا بود ۶
با این غم و این محنت و این سوز نهانی
در فرخی این طبع غزلساز کجا بود ۷
تا عقده ز دل باز کند باز کجا بود؟ ۱
گر زیر پر خود نکنم سر چکنم من
در دام، توانائی پرواز کجا بود ۲
تا بر سر شمشاد چمن پای بکوبد
تردستی آن سرو سرافراز کجا بود ۳
از حرص بود آنچه رسد بر سر آدم
در جنس بشر این طمع و آز کجا بود ۴
تا کی پی آوازه روانیم ندانیم
خواننده این پرده آواز کجا بود ۵
از جور همه خانه خرابیم خدایا
این فتنه گر خانه برانداز کجا بود ۶
با این غم و این محنت و این سوز نهانی
در فرخی این طبع غزلساز کجا بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - کانون حقیقت دهن بسته ما بود
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - چو مهربان مه من جلوه بی نقاب کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.