خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از احساسات خود درباره جدایی و ناراحتی‌های عاطفی سخن می‌گوید. او از بی‌اعتنایی معشوق و ناراحتی‌های ناشی از آن شکایت می‌کند و به تلخی‌های عشق و دوری اشاره می‌کند. همچنین، شاعر از بی‌عدالتی و بدخلقی معشوق انتقاد کرده و در نهایت به فکر رفتن از آن مکان و رهایی از این اندوه می‌افتد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۹۶ - شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست

شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
اگر غلط نکنم از منش ملالی هست ۱

ز رشک قرب من ای مدعی خلاص شدی
ترا نوید که بر خاطرش خیالی هست ۲

به رخصت تو که رفتیم و درد سر بردیم
ترا ملالی و مارا هم انفعالی هست ۳

به بوستان تو گر مرغ ما نمی‌گنجد
گرش ز بال درستی شکسته بالی هست ۴

تو بد مزاج چه بی اعتدال و بد خویی
طبیعتی و مزاجی و اعتدالی هست ۵

سفارش دل خود با تو این زمان گفتم
ز گریه روز وداع توام مجالی هست ۶

چو قصد رفتن آن کوی کرد وحشی گفت
که فکر باطل و اندیشهٔ محالی هست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۵ - می‌توانم بود بی تو ، تاب تنهاییم هست
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.