خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وفاداری سخن میگوید و بیان میکند که با وجود جفا و سختیها، همچنان صبور و وفادار است. او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که حتی در شرایط سخت، او را نگه میدارد. شاعر همچنین به زیبایی و پاکی معشوق اشاره میکند و از شبهای طولانی و حسرتهای عاشقانه میگوید.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر مانند حسرت و بیداری، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۹۷ - تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست
تو جفاکن که از اینسوی وفاداری هست
طاقت و صبر مرا حوصلهٔ خواری هست ۱
با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکشد
کز من و جان منش نیز مددکاری هست ۲
میخرم مایه هر شکوه به سد شکر ز تو
من خریدار، گرت جنس دل آزاری هست ۳
گرد زنجیر به مژگان ادب پاک کند
آنکه در قید کسش ذوق گرفتاری هست ۴
ما به دامان تو نازیم که پاکست چو گل
ورنه در شهر بسی لعبت بازاری هست ۵
شکر جورش کن و خشنودی او جو وحشی
که درازست شب حسرت و بیداری هست ۶
طاقت و صبر مرا حوصلهٔ خواری هست ۱
با دلم هر چه توان کرد بکن تا بکشد
کز من و جان منش نیز مددکاری هست ۲
میخرم مایه هر شکوه به سد شکر ز تو
من خریدار، گرت جنس دل آزاری هست ۳
گرد زنجیر به مژگان ادب پاک کند
آنکه در قید کسش ذوق گرفتاری هست ۴
ما به دامان تو نازیم که پاکست چو گل
ورنه در شهر بسی لعبت بازاری هست ۵
شکر جورش کن و خشنودی او جو وحشی
که درازست شب حسرت و بیداری هست ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۶ - شکفتگیش چو هر روز نیست حالی هست
گوهر بعدی:غزل ۹۸ - اسیر جلوهٔ هر حسن عشقبازی هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.