غروی اصفهانی : مدایح و مراثی ابی الحسن علی الاکبر سلام الله علیه
شمارهٔ ۵ - أیضاً فی رثائه علیه السلام عن لسان امه
لسان حال لیلای جگر خون
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۹۶ - ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
ببازد غنچه رنگ از خجلت لعل قدح نوشت
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۱۵۰ - در آتش عشق تو خرد خام نخست است
در آتش عشق تو خرد خام نخست است
ادیب صابر : مفردات
شماره ۲ - آب عنب تو گیر که اهل طرب تویی
آب عنب تو گیر که اهل طرب تویی
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۸۵ - چهره یارم که باشد چون گل جنت لطیف
چهره یارم که باشد چون گل جنت لطیف
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۱۵۷ - دیدار آتبین با فرستاده ی سلکت
یکی روز بیرون شد از پیشگاه
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۱ - غزل یا لغز
بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۱۶۴ - نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۱۲۳ - بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم
بهر جا چشم بگشایم جمال یار می بینم
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۳۰ - سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
سنجد کسی که باده و تریاک را به هم
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۳۷۷ - به عزم صید چنان گرم خاست شهبازش
به عزم صید چنان گرم خاست شهبازش
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۵۲ - در بادیهٔ عشق تو کردم سفری
در بادیهٔ عشق تو کردم سفری
اوحدی مراغه‌ای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵ - وله بردالله مضجعه
کردم اندیشه تاکنون باری
اوحدی مراغه‌ای : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵ - وله روحه‌الله‌روحه
لاف دانش می‌زنی، خود را نمی‌دانی چه سود؟
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۸۷۴ - نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
نقش مراد اگر چه نشد دستگیر ما
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۳۶۹ - خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
نجم‌الدین رازی : باب سیم
فصل دهم
قال الله تعالی: «فوجدا عبدا من عبادنا آتیناه رحمه من عندنا و علمناه من لدنا علما».
اوحدالدین کرمانی : الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
شماره ۲۵ - آدم که همی زد دم بی درمانی
آدم که همی زد دم بی درمانی
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۳۰۰ - زلف به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
زلف به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۵۷ - حکایت عاشقی که در حضور معشوق به قصد دیگری دیده گشاد و بدان کج نظری از نظر معشوق افتاد
بوالهوسی بر سر راهی رسید