واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۳ - در صف حشر، چو بیند کرمت عرض گناه
در صف حشر، چو بیند کرمت عرض گناه امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۵۲ - چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد
چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۴ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۷۷ - شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز
شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۴ - آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
آنم که ندانم نه وجود و نه عدم جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵ - در فضایل سخن
سخن دیباچهٔ دیوان عشق است قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۲۰ - عشق و معشوق و عاشق حیران
عشق و معشوق و عاشق حیران شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۷۵ - شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی
شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۷ - ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد
ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۵۴ - صفت مَدارِس
دیدم چو صفای این مدارس امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۴ - بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۱۰ - بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۲ - صف زد حشم بهار پیرامن گل
صف زد حشم بهار پیرامن گل کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۲۲ - در دست در درونم درمان آن ندانم
در دست در درونم درمان آن ندانم رشیدالدین میبدی : ۲۲- سورة الحجّ- مدنیّة
۲ - النوبة الثانیة
قوله: «أَ لَمْ تَرَ» اى الم تعلم، و قیل الم تر بقلبک، «أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ» هو على العموم و سجودهم طاعة، «وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ» خصوص فى المؤمنین، «وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ»، مفسران گفتند وجه این سجود همان وجه تسبیحست که در آن آیت گفت: «وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» دانیم که سجودست بحقیقت لکن عقل را بدریافت آن راه نیست، همچنین ربّ العزّه آسمان و زمین را گفت: «ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً؟ قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ»، و سنگ را خشیت گفت: «وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»، و در آثار سلف است ما فى السّماء نجم و لا شمس و لا قمر الّا یقع ساجدا حین یغیب ثم لا ینصرف حتى یؤذن له فیأخذ ذات الیمین حتى یرجع الى مطلعه. مجاهد گفت: سجود جمادات تحوّل ظلال است کقوله: «یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ»، و شرح آن در موضع خویش رفت. «وَ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ» این ناس مسلمانانند و معطوف است بر اوّل آیت، اى هذه الاشیاء کلّها تسجد للَّه و کثیر من المسلمین، اینجا سخن تمام شد پس بر استیناف گفت: «وَ کَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذابُ» یعنى و کثیر النّاس حقّ علیه العذاب بکفره و ابائه السّجود. این معنى بر قول ایشان است که گفتند: سجود طاعت و عبادت است. نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه
منکه سراینده این نوگلم ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان علاء الدوله ابو سعید مسعود بن ابراهیم
شه باز به حضرت رسید هین سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۹ - در بیان نقل فرمودن شیخ کریم الدین پسر بکتمر رحمة اللّه علیه. و در تقریر آنکه چون ولیی از این جهان رحلت کند نباید نومید شدن. که تا جهان قایم است اولیای حق دایم خواهند بودن. زیرا مقصود حق تعالی از این عالم و ازین خلق وجود مبارک ایشان است نه صورت جهان و جهانیان
کرد رحلت ز تن کریم الدین همام تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴ - آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۹۲ - بوی زلف او دماغ جان معطر میکند
بوی زلف او دماغ جان معطر میکند
شماره ۱۳۳ - در صف حشر، چو بیند کرمت عرض گناه
در صف حشر، چو بیند کرمت عرض گناه امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۵۲ - چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد
چو کارهای جهان است جمله بی بنیاد امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۵۴ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست عطار نیشابوری : باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع
شماره ۷۷ - شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز
شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۴ - آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
آنم که ندانم نه وجود و نه عدم جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵ - در فضایل سخن
سخن دیباچهٔ دیوان عشق است قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۲۰ - عشق و معشوق و عاشق حیران
عشق و معشوق و عاشق حیران شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۷۵ - شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی
شهدت فیک جمالا فینت فیبذاتی واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۱۳۷ - ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد
ز ضعف بیغمی، نتواند آهم از جگر خیزد وحیدالزمان قزوینی : شهرآشوب کوچک
بخش ۵۴ - صفت مَدارِس
دیدم چو صفای این مدارس امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۴ - بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۱۰ - بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست
بیتصرف حسن را در هیچ دل تاثیر نیست انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۲ - صف زد حشم بهار پیرامن گل
صف زد حشم بهار پیرامن گل کمال خجندی : غزلیات
شماره ۷۲۲ - در دست در درونم درمان آن ندانم
در دست در درونم درمان آن ندانم رشیدالدین میبدی : ۲۲- سورة الحجّ- مدنیّة
۲ - النوبة الثانیة
قوله: «أَ لَمْ تَرَ» اى الم تعلم، و قیل الم تر بقلبک، «أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ» هو على العموم و سجودهم طاعة، «وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ» خصوص فى المؤمنین، «وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ»، مفسران گفتند وجه این سجود همان وجه تسبیحست که در آن آیت گفت: «وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ» دانیم که سجودست بحقیقت لکن عقل را بدریافت آن راه نیست، همچنین ربّ العزّه آسمان و زمین را گفت: «ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً؟ قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ»، و سنگ را خشیت گفت: «وَ إِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»، و در آثار سلف است ما فى السّماء نجم و لا شمس و لا قمر الّا یقع ساجدا حین یغیب ثم لا ینصرف حتى یؤذن له فیأخذ ذات الیمین حتى یرجع الى مطلعه. مجاهد گفت: سجود جمادات تحوّل ظلال است کقوله: «یَتَفَیَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ»، و شرح آن در موضع خویش رفت. «وَ کَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ» این ناس مسلمانانند و معطوف است بر اوّل آیت، اى هذه الاشیاء کلّها تسجد للَّه و کثیر من المسلمین، اینجا سخن تمام شد پس بر استیناف گفت: «وَ کَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذابُ» یعنى و کثیر النّاس حقّ علیه العذاب بکفره و ابائه السّجود. این معنى بر قول ایشان است که گفتند: سجود طاعت و عبادت است. نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه
منکه سراینده این نوگلم ابوالفرج رونی : قصاید
شمارهٔ ۵۷ - در مدح سلطان علاء الدوله ابو سعید مسعود بن ابراهیم
شه باز به حضرت رسید هین سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۴۹ - در بیان نقل فرمودن شیخ کریم الدین پسر بکتمر رحمة اللّه علیه. و در تقریر آنکه چون ولیی از این جهان رحلت کند نباید نومید شدن. که تا جهان قایم است اولیای حق دایم خواهند بودن. زیرا مقصود حق تعالی از این عالم و ازین خلق وجود مبارک ایشان است نه صورت جهان و جهانیان
کرد رحلت ز تن کریم الدین همام تبریزی : غزلیات
شماره ۸۴ - آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود
آن را که حسن و شکل و شمایل چنین بود سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۹۲ - بوی زلف او دماغ جان معطر میکند
بوی زلف او دماغ جان معطر میکند