جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۹۳ - خداوندا بده عمری درازم
خداوندا بده عمری درازم
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵ - در بیان امر فرمودن حقتعالی فرشتگان را که آدم را سجود کنند که و اذقلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین و سجده کردن فرشتگان و اعراض ابلیس که من جز تو خدا را نمی‌پرستم و سجود نمیکنم و جواب حق تعالی ابلیس را که خداوندگار تو آنگاه باشم که امر مرا بشنوی و بجا کرده آری چنانکه عقل را آفریدم و امر کردم امر را بجا آورد و از آن ابا نکرد که ان الله لما خلق العقل قال له اقعد فقعد ثم قال له قم فقام ثم قال له اقبل فاقبل ثم قال له ادبر قادبر ثم قال له تکلم فتکلم ثم قال انصت فانصت ثم قال له انظر فنظر ثم قال له انصرف فانصرف ثم قال له افهم ففهم ثم قال له بعزتی و جلالی(و عظمتی) و کبریائی و استوائی علی عرشی ماخلقت خلقاً اکرم علی منک و لا احب الی منک بک اعرف و بک اعبد
نشنیدی حکایت ابلیس
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۸ - رجوع ولد بقونیه در رکاب شمس الدین
بازگشت از دمشق جانب روم
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - معالجه حب مدح و ثناء و کراهت بدنامی
چون دانستی که حب مدح، و کراهت ذم از جمله مهلکات و رذایل صفات است، پس باید دامت همت بر میان زده و در صدد معالجه آن برآیی پیش از آنکه امر از دستت بیرون رود.
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۶ - استشهاد آوردن حکایت سلطان محمود که امیرانش از حسد میگفتند که چرا پیش سلطان ایاز از ما مقرب تر باشد و دریافتن سلطان ضمیر ایشان و بشکستن گوهر شب افروزشان امتحان کردن و ناشکستن ایشان گوهر را و تحسین کردن پادشاه و عاقبت بدست ایاز رسیدن و شکستن ایاز آن گوهر شب افروز را
همچنین بود قصۀ محمود
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۷۴ - جواب دادن آتبین کوش را و تمثیل نهنگ
بدو گفت کای دیو چهره به رنگ
شاه نعمت‌الله ولی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۸۳ - عشق را جز عشق لایق هست نیست
عشق را جز عشق لایق هست نیست
نشاط اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳۳ - توانایی چه جویی، خستگی به
توانایی چه جویی، خستگی به
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۷۳۲ - اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۰ - رباعی
ماییم کله چو لاله بر خاک زده
انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ - مدح یکی از اقوام پادشاه کند
ای به نیک اختر شده هم سلف سلطان جهان
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۲۸۵ - دل قمری سرو قد رعنای محمد
دل قمری سرو قد رعنای محمد
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۵۰ - صوفیی علم لغت میکرد بحث
صوفیی علم لغت میکرد بحث
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۶۵ - مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین
مرگ فرهاد نه آن بود و هلاک شیرین
الهامی کرمانشاهی : خیابان اول
بخش ۹۸ - در ذکر نماز گذاردن حر و سپاهش با امام علیه السلام و خطبه خواندن آن حضرت
شهنشه به حر گفت یک سو خرام
نصرالله منشی : باب البوم و الغراب
بخش ۲ - زاغان و بومان
آورده‌اند که در کوهی بلند در ختی بود بزرگ، شاخهای آهخته ازو جسته، و برگ بسیار گرد او درآمده. و دران قریب هزار خانه زاغ بود. و آن زاغان را ملکی بود که همه در فرمان و متابعت او بودند ی، و اوامر و نواهی او را در ل و عقد امتثال نمودند ی. شبی ملک بومان بسبب دشمنایگی که میان بوم و زاغست بیرون آمد و بطریق شبیخون برزاغان زود و کام تمام براند، و مظفر و منصور و موید و مسرور بازگشت.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۹۵۶ - ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
ای آه جگرسوز ز شست تو خدنگی
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۵۷ - ای توده که جهل در سرشت من و توست
ای توده که جهل در سرشت من و توست
انوری : رباعیات
رباعی ۲۸۳ - تاب رخ یار من نداری ای گل
تاب رخ یار من نداری ای گل
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۵ - دربیان آنکه چون خدا خواهد که قومی را هلاک کند خصمان را در نظر ایشان خوار و بیمقدار و اندک نماید اگرچه بسیار و بیشمار باشند و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امراً کان مفعولا
آن شنیدی که قوم بد طالع