خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از گل شکایت میکند که چرا مانند یارش تابرخ نیست، چرا جامهای درخشان و رنگی زیبا ندارد، و چرا با وجود تمام این کمبودها، خود را خوار نمیکند و از شرمساری رها نمیشود.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
رباعی ۲۸۳ - تاب رخ یار من نداری ای گل
تاب رخ یار من نداری ای گل
جامه چه دری رنگ چه آری ای گل ۱
سودت نکند تا که به خواری ای گل
از بار خجل فرو نیاری ای گل ۲
جامه چه دری رنگ چه آری ای گل ۱
سودت نکند تا که به خواری ای گل
از بار خجل فرو نیاری ای گل ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۸۲ - صف زد حشم بهار پیرامن گل
گوهر بعدی:رباعی ۲۸۴ - آنم که ندانم نه وجود و نه عدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.