رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۴۵ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قرض نامى است هر کارى را که بنده کن
قوله تعالى: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قرض نامى است هر کارى را که بنده کند که آن را جزا بود، از اینجاست که امیة بن ابى الصلت گفت.
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۹۹۴ - لب تشنه لعل توأم آبی مگر ارزم
لب تشنه لعل توأم آبی مگر ارزم
حافظ : رباعیات
رباعی ۲۱ - عشق رخ یار بر من زار مگیر
عشق رخ یار بر من زار مگیر
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۸۸ - مگر در باغ راه جلوه جانانه افتاده؟
مگر در باغ راه جلوه جانانه افتاده؟
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۴ - در بیان آنکه انبیا و اولیا را اهل نفس و جسمانیان خصم اند زیرا غیر جنس اند که الضدان لایجتمعان
همچو کفار در زمان رسول
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۶ - در بیان آنکه حق تعالی بعضی روحها را از ازل پاک آفرید و بعضی را ناپاک. چون در این جهان آن روحهای ناپاک زهد و صلاح و دیانت و تقوی ورزند آن همه بر ایشان عاریت باشد زیرا که از اصل ناپاک آمدند هنگام اجل آن رنگهای عارضی از ایشان برود ناپاکیشان پیدا شود و بعکس این بدیها و فجور و فسق بر روح پاک هم عاریه باشد وقت اجل ناپاکی از او برود پاکیش ظاهر گردد.
هم چو شیطان بد از ازل کافر
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۹۷ - در بیان آنکه چون بهاءالحق و الدین قدس اللّه سره از قوم بلخ و محمد خوارزمشاه رنجید از حق تعالی خطاب آمد که از این ولایت بیرون رو که من ایشان را هلاک خواهم کردن. سبب خرابی آن ولایت و هلاک آن قوم از آن شد. همچنین هر قومی را حق تعالی هلاک نکرد تا پیغمبر آن زمان از ایشان نرنجید که تا دل اهل دلی نامد بدرد هیچ قومی را خدا رسوا نکرد. و در تقریر آمدن مولانا بهاء الدین ولد بقونیه و مرید شدن سلطان علاء الدین و کرامتهایش بعین دیدن و عشقبازیهایش بحضرت بهاءالدین ولد قدسنا اللّه بسره وبعد از نقلش هفت روز تعزیه داشتن و عرس دادن و سارناشدن او و تمامت اهل قونیه را مالها بخشش کردن.
چونکه از بلخیان بهاء ولد
صامت بروجردی : قصاید
شمارهٔ ۱۳ - در مدح باب مدینه علم امیرالمومنین(ع)
روزگار عمر را هنگام فصل اربعین شد
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۲۱ - داستان پادشاه نومید و آمرزش یافتن او
دادگری دید برای صواب
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۸۰۳ - عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه
عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۱۷۶ - غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد
غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۶ - رجوع کردن بقصه شمس الدین عظم الله ذکره
باز کردیم از این حدیث دراز
خاقانی : قصاید
شمارهٔ ۱۸۴ - مطلع سوم
دهر سیه کاسه‌ای است ما همه مهمان او
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۹ - نعت چهارم
ای گهر تاج فرستادگان
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۴۶۸ - جان من از غمت چنان شده ام
جان من از غمت چنان شده ام
نظامی گنجوی : مخزن الاسرار
بخش ۴۵ - داستان حاجی و صوفی
کعبه روی عزم ره آغاز کرد
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۷۳ - کوش در برابر آتبین
سر ماه چون ماهِ نو شد پدید
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۲۹ - استغفار حسودان از کرده های خویش
وان جماعت که منکران بودند
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۵ - ای صبر ، از آن نگار بیداد پرست
ای صبر ، از آن نگار بیداد پرست
خاقانی : غزلیات
غزل ۱۶۵ - آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود