خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از غم و اندوه شدید خود سخن می‌گوید که به دلیل دوری از معشوق و مشکلات زندگی به او هجوم آورده است. او از درد و حسرت خود می‌گوید و از ابر بهار می‌خواهد که بر حالش گریه کند. شاعر احساس می‌کند که روز و شب هر دو به نوعی او را می‌کشند و از انتظار کشنده‌ای که دارد رنج می‌برد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند غم شدید، انتظار و درد عاطفی نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۱۷۶ - غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد

غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد
وین غم دیگر که دور از روی یارم می‌کشد ۱

می‌کشد صد بار هر ساعت من بد روز را
من نمی‌دانم که روزی چند بارم می‌کشد ۲

گریه کن بر حسرت و درد من ای ابر بهار
که اینچنین فصلی غم آن گلعذارم می‌کشد ۳

شب هلاکم می‌کند اندیشهٔ غمهای روز
روز فکر محنت شب های تارم می‌کشد ۴

گفته خواهد کشت وحشی را به صد بیداد زود
دیر می‌آید مگر از انتظارم می‌کشد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۵ - هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۷ - کجا در بزم او جای چو من دیوانه‌ای باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.