خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و دیوانگی خود سخن می‌گوید و خود را با مجنون مقایسه می‌کند. او از رسوایی و افسانه‌شدن عشقش در میان مردم می‌گوید و از شمع و پروانه به عنوان نماد عشق و فداکاری یاد می‌کند. شاعر از آشنایان می‌خواهد که با او به نیکی رفتار کنند و او را خوار نشمارند. در پایان، او از گوشه‌گیری و عزلت خود در میخانه سخن می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۷۷ - کجا در بزم او جای چو من دیوانه‌ای باشد

کجا در بزم او جای چو من دیوانه‌ای باشد
مقام همچو من دیوانه ای ، ویرانه‌ای باشد ۱

چو مجنون تازه سازم داستان عشق و رسوایی
که اینهم در میان مردمان افسانه‌ای باشد ۲

من و شمعی که باشد قدر عاشق آنقدر پیشش
که چون خود را بسوزد کمتر از پروانه‌ای باشد ۳

میان آشنایان هر چه می‌خواهی بکن با من
ولی خوارم مکن چندین اگر بیگانه‌ای باشد ۴

مگو وحشی کجا می‌باشد ای سلطان مهرویان
کجا باشد مقامش گوشهٔ میخانه‌ای باشد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۷۶ - غم هجوم آورده می‌دانم که زارم می‌کشد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۸ - باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.