خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان قدردانی و شکرگزاری از فیض و بخشش الهی میپردازد. شاعر از ناتوانی خود در شکرگزاری کامل سخن میگوید و از خداوند میخواهد که به او توانایی و زبان مناسب برای ابراز قدردانی بدهد. همچنین، شاعر به عظمت و بخشندگی خداوند اشاره میکند و از او میخواهد که به او طبعی روان و توانایی برای شکرگزاری عطا کند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، مفاهیم شکرگزاری و قدردانی از خداوند ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۷۵ - هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد
هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد
در خور شکر عطای تو زبانی بدهد ۱
آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است
هم مگر همت تو بحری و کانی بدهد ۲
چشمهٔ فیض گشا خاطر فیاض شماست
وه چه باشد که به ما طبع روانی بدهد ۳
وحشی از عهدهٔ شکر تو نیاید بیرون
عذر این خواهد اگر عمر امانی بدهد ۴
در خور شکر عطای تو زبانی بدهد ۱
آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است
هم مگر همت تو بحری و کانی بدهد ۲
چشمهٔ فیض گشا خاطر فیاض شماست
وه چه باشد که به ما طبع روانی بدهد ۳
وحشی از عهدهٔ شکر تو نیاید بیرون
عذر این خواهد اگر عمر امانی بدهد ۴
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۴ - نشانم پیش تیرش کاش تیرش بر نشان آید
گوهر بعدی:غزل ۱۷۶ - غم هجوم آورده میدانم که زارم میکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.