این متن روایتگر جماعتی است که پس از انکار و توبه، به درگاه خداوند روی آورده و با عشق و اشک به سجده میافتند. خداوند آنها را میپذیرد و آنها در حلقهای گرد یک شخصیت معنوی (شاه لطیف) جمع میشوند. شمس تبریز در سخنرانیهای خود عشق و فنا را در آنها زنده میکند و آنها با سماع و بخشش، زمان را در حضور دو شخصیت برجسته (دو شه) میگذرانند. همه در نور و رحمت غرق شده و جهان را تازه میبینند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم معنوی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
بخش ۲۹ - استغفار حسودان از کرده های خویش
منکر قطب آسمان بودند ۱
جمله شان جان فشان باستغفار
سر نهادند کای خدیو کبار ۲
توبه کاریم از آنچه ما کردیم
از سر صدق روی آوردیم ۳
هر یکی بر درش شده ساجد
اشک ریزان ز عشق او واجد ۴
کردشان شه قبول چون دید این
دادشان از نوازش او تمکین ۵
بعد از آن جمله از وضیع و شریف
حلقه شستند گرد شاه لطیف ۶
پهلوی شه نشسته مولانا
چون دو خور که زنند سر ز سما ۷
شمس تبریز در سخن آمد
زنده شد آنکه فهم کن آمد ۸
هر یکی زان سخن بعشق پ رید
هر یکی از خودی تمام برید ۹
بعد از آن هر یکی سماعی داد
هر یکی خوان معتبر بنهاد ۱۰
هر یکی قدر وسع و طاقت خویش
از امیر و توانگر و درویش ۱۱
بخشش آورد و میهمانی کرد
تا شود یار مهربانی کرد ۱۲
مدتی اینچنین گذشت زمان
در حضور شهان هر دو جهان ۱۳
همه چون جام وان دو شه چون راح
همه چون لیل و آن دو شه چو صباح ۱۴
آن دو شه چون بهار و ایشان دشت
همه را تازه گشته زیشان ک شت ۱۵
شاخ و برگ درونشان پر بار
رسته بیخار هر طرف گلزار ۱۶
دیده بی پرده ای همه دیدار
همه گشته در آن جهان برکار ۱۷
در چنین عیش و در چنین وصلت
همه پر نور و غرق در رحمت ۱۸
۱۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.