خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از فلک (سرنوشت یا آسمان) شکایت میکند و میگوید اگر میتوانست، تمام ظلمهای آن را بازگو میکرد. او افسوس میخورد که توانایی مقابله با فلک را ندارد، وگرنه شر آن را از بین میبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند «فلک» و «شر او» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
رباعی ۴۲۵ - گر من ز فلک شکایت کنمی
گر من ز فلک شکایت کنمی
هرچ او کندی جمله حکایت کنمی ۱
افسوس که دست من بدو مینرسد
ورنه شر او جمله کفایت کنمی ۲
هرچ او کندی جمله حکایت کنمی ۱
افسوس که دست من بدو مینرسد
ورنه شر او جمله کفایت کنمی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۲۴ - کو آنکه ز غم دست به جایی زدمی
گوهر بعدی:رباعی ۴۲۶ - گر عقل عزیز را به فرمان شومی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.