ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۳۰ - دل و جانم فدای حضرت دوست
دل و جانم فدای حضرت دوست آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۴۵ - گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۵ - دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود
دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود سلمان ساوجی : ترکیبات
شمارهٔ ۸ - سیل حادثه
بر سرای کهنه دلگیر دنیا دل منه نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۲ - چند از مؤذن بشنوم توحید شرک آمیز را
چند از مؤذن بشنوم توحید شرک آمیز را مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۴ - چون تنگ دل آکنده شد از بس گله هات
چون تنگ دل آکنده شد از بس گله هات سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹۸ - در مدح تمغاج خان
ز آمدن سال نو بفرخی فال فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۲۶ - با پاک دلان پاک نهادی باید
با پاک دلان پاک نهادی باید قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مرثیهٔ امیرزادهٔ فردوس و ساده فاطمهسلطان صبیهٔ امیر دیوان طاب ثراه
به هر بهارکل از زیرکل برآرد سر آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۴ - از جفا، اهل وفا را به زبان آوردی
از جفا، اهل وفا را به زبان آوردی آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۱ - تا کی به درت نالیم، هر شب من و دربان ها؟
تا کی به درت نالیم، هر شب من و دربان ها؟ اقبال لاهوری : پیام مشرق
قسمت نامهٔ سرمایه دار و مزدور
غوغای کارخانهٔ آهنگری ز من آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۲ - کسی را چون به بیدادت شکی نیست
کسی را چون به بیدادت شکی نیست فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۲۲ - آن خودسر مرتجع که دلها خون کرد
آن خودسر مرتجع که دلها خون کرد همام تبریزی : غزلیات
شماره ۳۷ - مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است
مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۶۳ - غیر را خون دل از دیده روان است که تو
غیر را خون دل از دیده روان است که تو آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۹ - حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت فضولی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۹۵ - کرنایی
شوخ کرنایی مرا با خویش آخر یار شد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۲۰ - در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
غزل ۳۰ - دل و جانم فدای حضرت دوست
دل و جانم فدای حضرت دوست آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۴۵ - گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۳۳۵ - دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود
دوش بیروی تو باغ عیش را آبی نبود سلمان ساوجی : ترکیبات
شمارهٔ ۸ - سیل حادثه
بر سرای کهنه دلگیر دنیا دل منه نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۲ - چند از مؤذن بشنوم توحید شرک آمیز را
چند از مؤذن بشنوم توحید شرک آمیز را مجد همگر : رباعیات
شماره ۴۴ - چون تنگ دل آکنده شد از بس گله هات
چون تنگ دل آکنده شد از بس گله هات سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۹۸ - در مدح تمغاج خان
ز آمدن سال نو بفرخی فال فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۲۶ - با پاک دلان پاک نهادی باید
با پاک دلان پاک نهادی باید قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ - در مرثیهٔ امیرزادهٔ فردوس و ساده فاطمهسلطان صبیهٔ امیر دیوان طاب ثراه
به هر بهارکل از زیرکل برآرد سر آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۸۴ - از جفا، اهل وفا را به زبان آوردی
از جفا، اهل وفا را به زبان آوردی آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۱ - تا کی به درت نالیم، هر شب من و دربان ها؟
تا کی به درت نالیم، هر شب من و دربان ها؟ اقبال لاهوری : پیام مشرق
قسمت نامهٔ سرمایه دار و مزدور
غوغای کارخانهٔ آهنگری ز من آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۲ - کسی را چون به بیدادت شکی نیست
کسی را چون به بیدادت شکی نیست فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۲۲ - آن خودسر مرتجع که دلها خون کرد
آن خودسر مرتجع که دلها خون کرد همام تبریزی : غزلیات
شماره ۳۷ - مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است
مرا دماغ ز بویت هنوز مشکین است آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۶۳ - غیر را خون دل از دیده روان است که تو
غیر را خون دل از دیده روان است که تو آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۳۹ - حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت فضولی : غزلیات
شماره ۱۶۱ - ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد
ز رنگ اشک دانستم که بی لعلش جگر خون شد سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۲۹۵ - کرنایی
شوخ کرنایی مرا با خویش آخر یار شد شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۴۲۰ - در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده
در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده