خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با وجود آگاهی از بیوفایی معشوق و رنجش از این وضع، همچنان به او عشق میورزد و حاضر است برایش جان بسپارد. حسادت، درد دوری، و تلاش برای حفظ دل معشوق از جمله مضامین اصلی این شعر است.
متن حاوی مفاهیم عاطفی پیچیده مانند عشق نافرجام، حسادت و رنج عشقی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها نامناسب باشد.
شماره ۴۵ - گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
شاید که گامی از پی نعش خود آرمت ۱
گر کشته رشکم، امشب از آن کو نمیروم
کز دل نیایدم به رقیبان گذارمت ۲
هر حرف گفتمت، ز رقیبان شنفتم آه؛
نامحرمی و محرم خود میشمارمت! ۳
تیغم زنی و دم نزنم؛ آه چون کنم؟!
دانم که دشمن منی و دوست دارمت! ۴
آذر ز حیله یار به دل بردن آمده است
امشب به پاسبانی دل میگمارمت ۵
شاید که گامی از پی نعش خود آرمت ۱
گر کشته رشکم، امشب از آن کو نمیروم
کز دل نیایدم به رقیبان گذارمت ۲
هر حرف گفتمت، ز رقیبان شنفتم آه؛
نامحرمی و محرم خود میشمارمت! ۳
تیغم زنی و دم نزنم؛ آه چون کنم؟!
دانم که دشمن منی و دوست دارمت! ۴
آذر ز حیله یار به دل بردن آمده است
امشب به پاسبانی دل میگمارمت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - ز آن سویش ای نسیم صبا میفرستمت
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - حیات جاودان بخشد به عاشق لعل خندانت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.