خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر با استفاده از استعارهها و کنایههای زیبا، درد فراق و جدایی را بیان میکند. او از نسیم صبا، مرغ دل و نامه به عنوان پیامرسانهای احساسات خود استفاده میکند و از رنج دوری و نیاز به درمان روحی میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۴ - ز آن سویش ای نسیم صبا میفرستمت
ز آن سویش ای نسیم صبا میفرستمت
که آری خبر، وگرنه چرا میفرستمت؟! ۱
دردم نکشته، زود رسان آنچه از طبیب؛
بیمارم و برای دوا میفرستمت! ۲
ای مرغ دل، مباد شوی مبتلا، که من
ناچارم و بدام بلا میفرستمت! ۳
ترسم ز شوق، نامه نگیری زمن؛ روی
گر گویمت رفیق کجا میفرستمت؟! ۴
تا دانی از جدایی تو در به در شدم
از هر دیار نامه جدا میفرستمت! ۵
که آری خبر، وگرنه چرا میفرستمت؟! ۱
دردم نکشته، زود رسان آنچه از طبیب؛
بیمارم و برای دوا میفرستمت! ۲
ای مرغ دل، مباد شوی مبتلا، که من
ناچارم و بدام بلا میفرستمت! ۳
ترسم ز شوق، نامه نگیری زمن؛ روی
گر گویمت رفیق کجا میفرستمت؟! ۴
تا دانی از جدایی تو در به در شدم
از هر دیار نامه جدا میفرستمت! ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - چو بر مزار من آید به جلوه آن قد و قامت
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.