خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی به زیباییهای معشوق و تأثیرات عمیق عشق بر عاشق اشاره دارد. شاعر از لعل خندان معشوق به عنوان منبع حیات جاودان یاد میکند و دردهای عشق را با تصاویری مانند چاک گریبان و زخمهای دل به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به شهادت و فداکاری دارد که بر عمق احساسات و باورهای شاعر تأکید میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند زخمهای دل و شهادت ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۴۶ - حیات جاودان بخشد به عاشق لعل خندانت
حیات جاودان بخشد به عاشق لعل خندانت
بود سرچشمه ی آب بقا چاک زنخدانت ۱
نباشی گر تو شمع تربت ما نیست دلسوزی؛
که افروزد چراغی بر سر خاک شهیدانت! ۲
نمیدانی چرا شد چاک تا دامن گریبانم؟!
مگر روزی به دست چون خودی افتد گریبانت! ۳
از آن هر دم به چاک سینه ی اهل وفا خندی
که تا ریزد نمک بر زخم دلها از نمکدانت ۴
به حشر از کشتن آذر، مکن انکار میترسم
خجل گردی چو بیرون آورد از سینه پیکانت ۵
بود سرچشمه ی آب بقا چاک زنخدانت ۱
نباشی گر تو شمع تربت ما نیست دلسوزی؛
که افروزد چراغی بر سر خاک شهیدانت! ۲
نمیدانی چرا شد چاک تا دامن گریبانم؟!
مگر روزی به دست چون خودی افتد گریبانت! ۳
از آن هر دم به چاک سینه ی اهل وفا خندی
که تا ریزد نمک بر زخم دلها از نمکدانت ۴
به حشر از کشتن آذر، مکن انکار میترسم
خجل گردی چو بیرون آورد از سینه پیکانت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵ - گیرم به عجز دامنت و جان سپارمت
گوهر بعدی:شماره ۴۷ - کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست (دوست) شکایت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.