خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از بیعدالتی و نبود دوست در زمان سختی میگوید. همچنین به خطرات عشق و صبر در برابر جور معشوق اشاره دارد. شاعر از زخمهای ناشناخته شکایت میکند و تنها تو را مقصر میداند. در پایان، به ناتوانی پیری و نبود جایگاه برای تجربههای گذشته اشاره میشود.
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و جور معشوق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲ - کسی را چون به بیدادت شکی نیست
کسی را چون به بیدادت شکی نیست
هزارت دوست بود اکنون، یکی نیست ۱
بدشت عشق، صیادی است؛ کش دام
تهی هرگز ز صید زیرکی نیست ۲
کسی کش صبر بسیار است داند
که جور خوبرویان، اندکی نیست ۳
ندانم، از که خوردم زخم؛ اما
بترکش جز تو کس را ناوکی نیست ۴
بتن جایی ندارد آذر پیر
که بروی جای سنگ کودکی نیست ۵
هزارت دوست بود اکنون، یکی نیست ۱
بدشت عشق، صیادی است؛ کش دام
تهی هرگز ز صید زیرکی نیست ۲
کسی کش صبر بسیار است داند
که جور خوبرویان، اندکی نیست ۳
ندانم، از که خوردم زخم؛ اما
بترکش جز تو کس را ناوکی نیست ۴
بتن جایی ندارد آذر پیر
که بروی جای سنگ کودکی نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - دردی دارم که گفتنی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.