عطار نیشابوری : باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
شماره ۱۰ - از غیب گرت هست نشان آوردن
از غیب گرت هست نشان آوردن
انوری : رباعیات
رباعی ۴۱۷ - هرکو به مواظبت بخواند چیزی
هرکو به مواظبت بخواند چیزی
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۸۹ - امشب ان مست ناز می‌رسدم
امشب ان مست ناز می‌رسدم
خیام : هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
رباعی ۸۹
* گویند: بهشت و حور و کوثر باشد،
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۸۴۰ - گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی
بلند اقبال : غزلیات
شماره ۴۰۸ - به حسن چون تو نه آید کسی نه آمده بالله
به حسن چون تو نه آید کسی نه آمده بالله
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۴۹ - ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها
ای عارض زیبای تو خندیده بر گلزارها
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۲۷۳ - توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد
توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد
احمد شاملو : باغ آینه
باران
بر شربِ بی‌پولکِ شب
عبدالقهّار عاصی : مثنوی‌ها
بیا ای دل
«بیا ای دل که راهِ خویش گیریم
مشتاق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۷ - دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۸ - داغ فراقت دل من سوختست
داغ فراقت دل من سوختست
اقبال لاهوری : پیام مشرق
نه افغانیم و نی ترک و تتاریم
نه افغانیم و نی ترک و تتاریم
باباطاهر عریان همدانی : دوبیتی‌ها
دوبیتی ۱۴۲ - مو کز سوته دلانم چون ننالم
مو کز سوته دلانم چون ننالم
عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۹ - هر دم سگ نفس با دلم باز نهد
هر دم سگ نفس با دلم باز نهد
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
دگرگون کرد لادینی جهان را
دگرگون کرد لادینی جهان را
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - حقوق همسایگان
بدان که همچنان که از برای پدر و مادر و خویشان و منسوبان حقی است همچنین از برای همسایگان نیز از جانب پروردگار، حق ثابتی است، که آن را «حق جوار» گویند و آن نزدیک به حق خویشان است و از برای همسایگان، علاوه بر حق برادری، حقوقی دیگر است که هر که کوتاهی کند گناهکار خواهد بود و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که «همسایگان، سه طایفه اند: همسایه ای است که او را یک حق است و همسایه ای است که او را دو حق است و همسایه ای است که او را سه حق است پس، آن که سه حق دارد، همسایه ای است که مسلمان باشد و خویش باشد، او را حق همسایگی و اسلام و حق خویشی است و آن که دو حق دارد، همسایه ای است که مسلمان باشد و خویش نباشد، و از برای او حق همسایگی و حق برادری است، که حق اسلام است و آن که یک حق دارد، همسایه ای است که کافر باشد، همین او را حق همسایگی است و بس» و نیز از آن حضرت مروی است که «نیکو همسایگی کن با همسایگان تا مسلمان باشی» و در حدیثی دیگر از آن سرور مروی است که «هر که ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید با همسایه خود اکرام کند» روزی به آن حضرت عرض شد که «فلان زن روزها روزه می گیرد و شبها به عبادت می گذارند و لیکن همسایگان خود را اذیت می رساند فرمود: او از اهل جهنم است» و از حضرت امیر علیه السلام مروی است که «حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نوشت میان مهاجر و انصار، و هر که ملحق به ایشان است از اهل یثرب، که همسایه آدمی مثل نفس اوست، که باید به او ضرر نرساند و حرمت همسایه بر همسایه مثل حرمت مادر است» و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که «نیکویی با همسایگان باعث زیادتی عمر و آبادی دیار می گردد» و فرمود که «از ما نیست کسی که نیکویی با همسایه نکند» و فرمود که «حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است که ایمان به من نیاورده است هر که سیر بخوابد و همسایه او گرسنه باشد» منقول است که «چون بعد از جدائی یعقوب از یوسف، بنیامین نیز از او جدا افتاد، فریاد برکشید که «پروردگارا مرا رحم نمی کنی، که چشم مرا گرفتی و مرا نابینا کردی و پسر مرا نیز گرفتی؟» خدا به او وحی فرستاد که «چرا در فلان روز گوسفندی کشتی و کباب کردن و خوردی و فلان شخص در همسایگی تو روزه بود به او چیزی ندادی؟» بعد از آن هر صبح و شام منادی یعقوب ندا می کرد که از منزل یعقوب تا یک فرسخ راه، هر که بخواهد نهار یا شام بخورد، به منزل یعقوب حاضر گردد» و مروی است که «در روز قیامت، همسایه فقیر چنگ زند بر دامن همسایه غنی، و گوید: پروردگارا از او بپرس که چرا در را بر روی من بست و احسان خود را از من منع نمود؟» چنان مدان که حق همسایه همین است که او را اذیت نرسانی، چون این تخصیص به همسایه ندارد، و این حقی است که از برای همه کس ثابت است بلکه باید علاوه بر این، با او به مهربانی و ملاطفت سلوک کرد و احسان خود را از او دریغ نداشت و آنچه به آن محتاج باشد و تو آن را مالک باشی از او مضایقه نکنی، و او را مانند شریک در مال خود بدانی و بر او سلام کنی و دراز نفسی با او نکنی و از مخفیات احوال او که می خواهد پوشیده باشد تفتیش نکنی و در مرض، او را عیادت کنی و در مصیبت به «تعزیت او حاضر شوی و در عزا با او همراهی کنی و در شادی، تهنیت او را نمائی و اگر به عیبی از او مطلع شوی بپوشانی و اگر از او خطایی سرزند عفو کنی و اگر خواهد بر دیوار خانه تو حملی کند مانع نشوی و اگر خواهد ناودانی به فضای خانه تو گذراد مضایقه نکنی و اگر خاکروبه بر در خانه تو بریزد، منع نفرمائی و از اسباب خانه، چون دیگ و ظروف و تبر و تیشه و نمک و آتش و امثال اینها، آنچه خواهد دریغ نداری و اگر خواهد از راهی که مختص تو است آمد و شد نماید، تنگ نگیری و چشم خود از اهل و عیال او نگاهداری و چون در خانه نباشد غافل از خانه او نشوی و با اولاد او لطف و مهربانی کنی و به آنچه مصلحت دین و دنیای او باشد، او را ارشاد نمائی و اگر از تو یاری خواهد او را یاری کنی و اگر قرض طلبد او را قرض دهی و بنای خانه خود را بدون اذن او بر او بلند نگردانی که هوای خانه او را حبس کند و چون از اطعمه لذیذه به خانه آوری، از برای او بفرستی، و اگر نفرستی پنهان کنی، تا اطفال او مطلع نشوند و خواهش داشته باشند و نتوانند و امثال اینها.
احمد شاملو : ابراهیم در آتش
شبانه
کلیدِ بزرگِ نقره
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۱۴ - دل در غم هجر، بی قراری هاکرد
دل در غم هجر، بی قراری هاکرد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۳۲ - دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اند
دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اند