ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۷۹ - آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنی
آنچه با من میکند از دوستی سیمین تنی
محمد بن منور : منقولات
شماره ۹۵ - شیخ گفت ای مسلمانان بدانید کی بی بار شما را بنخواهند گذاشت،اگر بار حقّیقت برداری
شیخ گفت ای مسلمانان بدانید کی بی بار شما را بنخواهند گذاشت،اگر بار حقّیقت بردارید بنقد براحت افتید و فردا بیاسایید و گرنه باطلی بر گردن شما نهند کی نه در دنیا بیاسایید و نه در آخرت.
سنایی غزنوی : الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر
حکایت - آن شنیدی که گفت دمسازی
آن شنیدی که گفت دمسازی
شمس مغربی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۶۷۷ - گر چه از طول امل پا به سلاسل داریم
گر چه از طول امل پا به سلاسل داریم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۷ - وقت گل است، نوش کن باده ی چون گلاب را
وقت گل است، نوش کن باده ی چون گلاب را
شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۹ - افسانه روزگار
قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس
کمال‌الدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۸۱ - ایضا؛ له
زان پس که هزار غصّه خورم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۴۳ - اهل خرد که دل به جهان در نبسته اند
اهل خرد که دل به جهان در نبسته اند
بابافغانی : غزلیات
شماره ۲۴۱ - میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید
میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۴۷۵ - در رحمت خدا به ما بگشود
در رحمت خدا به ما بگشود
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۳۵۸ - آب جویای آب این عجب است
آب جویای آب این عجب است
عنصری بلخی : بحر متقارب
شماره ۴۶ - درشتی دل شاه و نرمی دلش
درشتی دل شاه و نرمی دلش
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۶۶ - هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید
هر کرا چون تو پریزاده ز در باز آید
ترانه های کودکانه : بخش اول
برف اومده
برف اومده برف اومده
هجویری : بابٌ ذکر ائمّتهم مِنْ أتباعِ التّابعین
۹- ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی اللّه عنه
و منهم: سفینهٔ تحقیق و کرامت، و مَحیای شرف اندر ولایت، ابوالفیض ذوالنون بن ابراهیم المصری، رضی اللّه عنه
عطار نیشابوری : باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن
شماره ۲۲ - با قوّت عشق تو به جان میکوشم
با قوّت عشق تو به جان میکوشم
ابوالفضل بیهقی : باقیماندهٔ مجلد پنجم
بخش ۹ - چون ازین سخن فارغ شد، اعیان ری در یکدیگر نگریستند و چنان نمودند که دهشتی‌ و حیرتی سخت بزرگ بدیشان راه نمود و اشارت کردند سوی خطیب شهر- و مردی پیر و فا
چون ازین سخن فارغ شد، اعیان ری در یکدیگر نگریستند و چنان نمودند که دهشتی‌ و حیرتی سخت بزرگ بدیشان راه نمود و اشارت کردند سوی خطیب شهر- و مردی پیر و فاضل و اسنّ‌ و جهان گشته بود- او بر پای خاست و گفت: زندگانی ملک اسلام دراز باد، اینها در این مجلس بزرگ و این حشمت از حد گذشته از جواب عاجز شوند و محجم‌ گردند؛ اگر رای عالی بیند، فرمان دهد یکی را از معتمدان درگاه تا بیرون بنشیند و این بندگان آنجا روند که طاهر دبیر آنجا نشیند و جواب دهند. امیر گفت: نیک آمد. و اعیان ری را بخیمه بزرگ آوردند که طاهر دبیر آنجا می‌نشست- و شغل همه بر وی می‌رفت‌ که وی محتشم‌تر بود- و طاهر بیامد بنشست و پیش وی آمدند این قوم و با یکدیگر نهاده بودند که چه پاسخ دهند. طاهر گفت:
عطار نیشابوری : باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق
شماره ۵۰ - شرطست ز تو بی سر و بی پا که روم
شرطست ز تو بی سر و بی پا که روم
فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۲۲۰ - یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی
یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی