اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۴۳۸ - پستهٔ آن ماه مروارید گوش
پستهٔ آن ماه مروارید گوش
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۲۲ - به شاهد لغت خبزدو، بمعنی جعل
آن روی و ریش پر گه و پر بلغم و خدو
اهلی شیرازی : قطعات
شماره ۲۳ - کس از شهوت بطن سودی نیافت
کس از شهوت بطن سودی نیافت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۹۵ - از مردمان اگر چه کناری گرفته ای
از مردمان اگر چه کناری گرفته ای
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۵۷ - ای دوست برای دست و پا مشت تو کو
ای دوست برای دست و پا مشت تو کو
سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۱۲۱ - خراسبان
دلبر خراسبان دوکان خود نو ساخته
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۱۱ - به کوی خویش مترسانم از رسیدن آفت
به کوی خویش مترسانم از رسیدن آفت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۰۱ - نه همین بر قلب ایمان یا دل ما می زند
نه همین بر قلب ایمان یا دل ما می زند
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۶۰۸ - ای که دنیا و جلالش دیده‌ای خمیازه است
ای که دنیا و جلالش دیده‌ای خمیازه است
مولوی : غزلیات
غزل ۲۴۸۵ - یاور من تویی بکن بهر خدای یاری‌یی
یاوَرِ من تویی بِکُن بَهرِ خدایْ یاری‌یی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۲۹۷ - تو می دانی که ما را جز تو کس نیست
تو می دانی که ما را جز تو کس نیست
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۲۹ - تخم نیکی را زمین پاک، اکسیر بقاست
تخم نیکی را زمین پاک، اکسیر بقاست
سنایی غزنوی : طریق التحقیق
انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون
کاف و‌نون چون به یکدگرپیوست
یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۶۱ - از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
از عمر نمانده است مرا غیر دمی چند
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - معالجه طول أمل
بدان که معالجه مرض طول أمل، یاد مرگ و خیال مردن است، زیرا یاد مرگ، آدمی را از دنیا دلگیر و دل را از دنیا سیر می سازد و از این جهت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «بسیار یاد آورید شکننده لذتها را عرض کردند: یا رسول الله آن چیست؟ فرمود: موت است، و هیچ بنده ای نیست که حقیقت آن را یاد کند مگر اینکه وسعت دنیا بر او تنگ می شود و اگر شدت و ألمی دارد و دل او به سبب امری از دنیا تنگ شده است گشاده می گردد» و به آن حضرت عرض کردند که «آیا کسی با شهدای أحد محشور خواهد شد؟ فرمود: بلی کسی که شبانه روزی بیست مرتبه مرگ را یاد کند» و فرمود: «کسی که شایسته عنایت و دوستی حق شود، و سزاوار سعادت گردد، أجل پیش چشم او آید، و همیشه در برابر او باشد، و أمل و أمید دنیا به پشت سر وی رود یعنی همیشه در فکر مرگ باشد و هیچ در یاد أمور دنیوی و اسباب زندگانی نباشد و چون کسی مستحق شقاوت و دوستی شیطان شود و شایسته آن باشد که شیطان متولی امور و صاحب اختیار او باشد برعکس آن می شود یعنی أمل به پیش چشم وی آید و أجل به پشت سر او رود».
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۳۳۰ - یاد ایامی که دریای مروت جوش داشت
یاد ایامی که دریای مروت جوش داشت
صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۲۰ - در مدح شاه عباس دوم
روی در برج شرف آورد دیگر آفتاب
شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۱ - جاء البرید مبشرا من بعد ما طال المدا
جاء البرید مبشرا من بعد ما طال المدا
غروی اصفهانی : غزلیات
شماره ۹۹ - بامید روی دلدار ز آبرو گذشتم
بامید روی دلدار ز آبرو گذشتم
نورعلیشاه : بخش دوم
شماره ۱۹ - سحرگاهان که بگشاده در دوست
سحرگاهان که بگشاده در دوست